95 گناه از من و از تو رحمت سزاست * كه از بنده اين « 1 » لايق ، آن از خداست
گنه كرده عمرى تبه كردهام * تو رحمت كن ار من گنه « 2 » كردهام
گنه كارم و از تو امّيدوار * كه هم جرم بخشى هم آمرزگار « 3 »
درونم ز نيش گنه ريش « 4 » بين * مبين « 5 » جرم من رحمت خويش بين
گنه بىحد و انتها كردهام * خطا بين كه عمرى خطا كردهام « 6 »
100 چو اشك ندامت به روز شمار * گناهى كه كردم به رويم ميار
چه پرسى ز من ، كردهاى ناصواب * درآموز پيش از سؤالم ، جواب
بر آن كارم امروز كن كامكار * كه فردا نباشم از آن شرمسار « 7 »
ز عصيان كه كردم « 8 » من سينه ريش * نگيرى ز من باز احسان خويش
به شغلى كنى « 9 » در جهان مايلم * كه از وى رياضت « 10 » شود حاصلم
105 نمايى ره شرع پيغمبرم * كنى پيروى ساقى كوثرم
الهى به حقّ رسول امين * چراغ شبستان راه يقين
به ذات [ كريم ] و كريمىّ ذات * به حقّ محمّد عليه الصّلوات
به حقّ شهى كاوليا را سر است * كه معراج او دوش پيغمبر است
كه از لطف خويشم مكن نااميد * به رحمت رسان قاسمى را نويد
110 بيا ساقيا شرح حالم مپرس * ز زهد ريايى ملالم مپرس
به من ساغرى ده « 11 » كه خرّم شوم * به يك جرعه رسواى عالم شوم
كه من عاشق [ و ] رند « 12 » ميخانهام * خراباتى و مست و ديوانهام « 13 »
مرا خانه كوى ملامت بس است * همين شيوه راه « 14 » سلامت بس است
هامش
( 1 ) . م : كه اين بنده ( ! )
( 2 ) . د : خطا بين كه عمرى خطا .
( 3 ) . چ : ندارد .
( 4 ) . چ : جاى « نيش » و « ريش » پس و پيش شده است .
( 5 ) . د : ببين .
( 6 ) . د : اين بيت چنين آمده است :گنه كرده عمرى تبه كردهام * تو رحمت كن ار من گنه كردهام( 7 ) . چ : ترتيب ابيات چنين است : 102 ، 98 و 99 .
( 8 ) . م : ملولم .
( 9 ) . د : بكن .
( 10 ) . ب ، م و د : رضايت .
( 11 ) . ب : بده ساغر مى .
( 12 ) . د : رند و .
( 13 ) . چ : ندارد .
( 14 ) . چ و د : چنين شيوهاى را .