تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
ازو ديد ، كان لعل گلرنگ « 1 » را * دل از بيم [ او ] گشته خون ، سنگ را 40 زمين و زمان صنع پرگار اوست * تعالى اللّه اين كارها كار اوست بساط چمن را مزيّن كند * درو « 2 » مشعل لاله روشن كند ز شبنم كند غنچهء لاله پر « 3 » * كند حُقّهء لعل را پر ز در « 4 » بتان را دهد صورتى « 5 » چون پرى * پرى را دهد شيوهء « 6 » دلبرى فلك را به راهش سرافكندگيست * چو جوزا كمر بسته در بندگيست 45 به روز و به شب ز انجم و ماه [ و ] مهر * به ذكرش بود سُبحه « 7 » گردان سپهر ملك را به طاعت عنان تاب ساخت * ز قوس قزح طاق محراب ساخت بنفشه كه رخساره بر خاك سود * بود از پى طاعتش در سجود به چندين زبان گلبن از نوك خار * نگويد ثنايش يكى از هزار به خود ، كارساز غنىّ و فقير * نه ميرش بود كارگر نه « 8 » وزير 50 بد و نيك ، پنهان و پيدا ازوست * غم ما ازو ، شادى ما « 9 » ازوست جز اينش ندانم من ناشناس * كه برتر بود ز آنچه گيرم « 10 » قياس « 11 » جز او هرچه بينى ز پست و بلند * ز عكس وجودش بود بهره‌مند نماينده هر صورت از پيش و پس * بود پرتو « 12 » ذات بىچون و بس « 13 » در اين پرده كس محرم راز نيست * درِ رازِ او بر كسى باز نيست 55 بيا ساقيا جام شكر و سپاس * كه سوى حقيقت بود ره « 14 » شناس به من ده كه از ناسپاسى رهم * قدم در ره حق‌شناسى نهم بيا مطرب افسون و افسانه چند * چنان نغمهء معتدل كن بلند كه افتند « 15 » مستان حق در سجود * به‌سان صراحى ز آواز عود
هامش
( 1 ) . م : لعل‌گون رنگ . ( 2 ) . م و د : در آن . ( 3 ) . د : تر . ( 4 ) . د : زر . ( 5 ) . م و چ : صورت . ( 6 ) . چ : صورت . ( 7 ) . چ : سجده . ( 8 ) . د : نى . ( 9 ) . م : جان . ( 10 ) . م و د : گيرد . ( 11 ) . م و د : پيش از اين بيت افزوده‌اند .ازو نرگس پير طاعت‌پرست * ردايى به كتفش ، عصايى به دست( 12 ) . د : بر همه . ( 13 ) . م : مصراع دوم مخدوش است و اين بيت با بيت پيشين پس و پيش است . ( 14 ) . د : رو . ( 15 ) . م : رفتند .