سلاطين و خاقان ملك عراق * رسيدند هريك به صد طمطراق
سپاهى چو جمع آمد از هر ديار * چنين خواست خاقان جم اقتدار
كه نامآوران عرض لشكر كنند * ز خود و زره زيب و زيور كنند . . .
پى عرض لشكر سپه سروران * رسيدى به پابوس صاحب قِران
گشادى زبان را به صد احترام * كه اى آفتاب سپهر احتشام
تويى آن سرافراز فرخندهبخت * كه چون آفتابت بود تاجوتخت
ز تو همّتى ، جانفشانى ز ما * كرم از تو ، كشورستانى ز ما
همه بندگانيم ، فرمان تو راست * در اين داورى حكم بر جان ، تو راست
سپاهى برآراست خاقان اساس * كه نتوان به عمر درازش قياس
به فرّخترين ساعتى ز آن ديار * بجنبيد رايات نصرت شعار
دبير فلك گشته ساعتشناس * سطر لابش از مهر زرّين اساس
( نك : 3480 - 3595 )
بدين ترتيب ، شاه اسماعيل با گردآورى سپاه به سمت مشهد حركت كرد . او بدون درگيرى ، دامغان و گرگان را گشود و وارد مشهد شد و به زيارت بارگاه امام هشتم شتافت 162 . شيبك خان ، كه خود را آمادهء نبرد نديد ، در اواخر رجب 916 به سمت مرو گريخت تا بتواند با جلب كمك از خانهاى اطراف تجديد قوا كند 163 . شاه اسماعيل در بيستم شعبان 906 به مرو رسيد و شهر را محاصره كرد و پس از هفت روز محاصره و حمله به شهر براى جلوگيرى از تلفات بيشتر با تدبير جنگى به سمت محمود آباد ، در سه فرسنگى مرو ، عقبنشينى كرد 164 و براى شيبك خان نامهاى ارسال كرد ( نك : نامهء شمارهء ( 4 ) ) . او محمود آباد را به سردارش ، امير بيك موصلو مهردار ، سپرد و خود با طرح نقشهاى به روستاى تلخان رفت . تدبير جنگى شاه اسماعيل مؤثّر افتاد و شيبك خان ، كه مشاورانش او را از بيرون آمدن از حصار برحذر مىداشتند ، در 30 شعبان 912 از پناهگاه خود بيرون آمد و در محمود آباد مرو با نيروهاى شاه اسماعيل درگير شد 165 .
پيكار جسورانهء شاه نيروهاى تحت امرش را به هيجان آورد . شيبك خان ، كه با گريز تاكتيكى قصد داشت به وضعيت خود سامانى دهد ، از بد حادثه در مزرعهاى محصور به دام افتاد و به همراه پانصد تن از يارانش كشته شد 166 . صاحب جهانگشاى خاقان 167 ، فرجام شيبك خان را پس از كشته شدنش چنين نقل كرده است :