عبيد اللّه سلطان ، برادرزادهء شيبك خان بود 168 . شاه اسماعيل از قدرت باقىماندهء ازبكان غافل نبود امّا اجبار وى به مراجعت به تبريز براى جلوگيرى از نفوذ عثمانىها به آن مناطق ، مجال سركوبى نهايى را برايش باقى نگذاشت . او همچنين براى نگهدارى متصرّفاتش با بابر 169 صلح كرد و بخارا و سمرقند را به او واگذاشت تا سدّى در برابر ازبكان باشد 170 . ازبكان با رفتن شاه از خراسان در بهار 918 ق به بابر شوريدند . اوضاع آشفته سبب شد تا شاه اسماعيل سپاهى را به فرماندهى امير نجم ثانى به مقابله و سركوبى ازبكان طاغى مهيّا كند . فرماندهء شاه با عبور از آمودريا ، قلعهء خزار را محاصره كرد . حاكم قلعه با نيروهايش تسليم شدند 171 امّا امير نجم بر خلاف امانى كه داده بود آنان را كشت 172 . از آنجا به قرشى رفت و قلعهء قرشى را پس از سه روز محاصره ، گشود .
در آنجا نيز به اهالى رحمى نكرد و همه را از دم تيغ گذراند « حتى سگها و گربههاى قرشى را به قتل درآوردند » 173 . در اين قتل عام « قريب 15000 كس از برنا و پير به قتل آمدند » 174 . پس از واقعه قرشى ، قلعهء غجدوان را محاصره كرد . تيمور سلطان ، كه ياراى مقابله با سپاه بيرام بيك قرامانى سردار امير نجم را نداشت ، به ناگزير به قلعهء غجدوان پناه برده بود . نيروهاى كمكى قرامانى سردار امير نجم را نداشت ، به ناگزير به قلعهء غجدوان پناه برده بود . نيروهاى كمكى عبيد خان و جانى بيگ به يارى تيمور سلطان شتافتند و در جنگى كه بابر امير نجم را از آن برحذر مىداشت ، پيروز شدند و امير نجم كشته شد ( 918 ق ) . شاه اسماعيل ، كه در اصفهان بود ، پس از شنيدن واقعهء كشته شدن امير نجم و شكست سپاه وى ، به سمت ساوه رفت . او با جمع كردن سپاه در 919 ق به مقصد خراسان حركت كرد . پيش قراول سپاه وى خليل سلطان ذو القدر ، حاكم شيراز ، بود .
عبيد خان ، كه در مشهد بود ، و تيمور سلطان ، كه هرات را تصرف كرده بود ، با نزديك شدن سپاه شاه ايران به ترتيب به بخارا و سمرقند گريختند و خراسان دوباره در قلمرو قزلباشان درآمد .
قاسمى وقايع مذكور را ذيل دو عنوان « فرستادن امير نجم را به طرف توران و گرفتارى او و محاصره نمودن قرشى را » و « صف آراستن خانان توران زمين با امير نجم ثانى در حدود غجدوان و شكست يافتن او از ايشان و خبر يافتن شاه عالميان و آمدن به خراسان » در اثر خود آورده است . او ضمن اشاره به فتنهء ازبكان ، از انتخاب و فرماندهى امير نجم ثانى از سوى شاه اسماعيل خبر داده است و در معرّفى امير نجم ، به اشتباه ، وى را حاكم سمرقند دانسته است درحالىكه او حاكم خراسان بود :
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: قاسمى حسينى گنابادى
ص٩٩