تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
هماى سعادت ز اوج قبول * ز خيل محبّان آل رسول مظفّر ز چرخ برين نام او * هماى ظفر سايه در دام او قدم ساخت از سر به پابوس شاه * سر قدر سودش به خورشيد و ماه شه از نام فرخنده‌اش فال زد * كه بختم در فتح و اقبال زد . . . چو در مشهد طوس زد بارگاه * شدش خاك در سرمهء مهر و ماه هوس كرد خاقان جم آستان * طواف در كعبهء راستان شهيد خراسان امام يقين * پناه جهان شاه دنيا و دين . . . چو شد فارغ از طوف آن قبله‌گاه * از آن‌جا روان شد به خيل و سپاه چو خان را خبر شد كه خاقان رسيد * به تسخير ملك خراسان رسيد هراسان از آن خيل رستم صفات * هواى سمرقند كرد از هرات چو آمد به مرو از سر اضطراب * رسيد از عقب شاه گردون جناب . . . ستادند ايرانيان چون درخت * چو كوه گران پا فشردند سخت فتادند درهم چو شيران مست * نه آن را هزيمت ، نه آن را شكست ز آب سنان آتش افروختند * چه آبى كزو عالمى سوختند . . . ولى عاقبت چرخ آيين ستيز * درآورد در خيل دشمن گريز ز بالاى زين خان خاقان نهاد * درافتاد و شد تاج و تختش به باد فتاد از سرش خود و خوناب ريخت * صراحى شكست و مى ناب ريخت يكى از هزبران رستم سپاه * سرش را رسانيد نزديك شاه سرى كز شرف يافت بر عرش جاى * به يك گردش چرخ شد فرش ساى چراغى نيفروخت چرخ دُرُشت * كش از تندباد حوادث نكُشت سرى را نبخشد دو دم افسرى * نهد هر دمش بر سر ديگرى
( نك : 3613 - 3818 )

س ) نبرد دوباره با ازبكان و كشته شدن امير نجم ثانى

پيروزى شيبك خان پيروزى نهايى بر ازبكان نبود . هنوز مناطقى وجود داشت كه تحت نفوذ ازبكان بود . با مرگ شيبك خان ، كوشون خان ، به انتخاب رؤساى ازبك ، جانشين شيبك خان شد . سمرقند در دست تيمور سلطان ، فرزند شيبك خان و بخارا در تصرّف