شيبك مىنماياند ( نك : نامهء شمارهء 1 ) .
علاوهبراين نامه ، نامهاى ديگر ، كه نقل به مضمون شده است ، در حبيب السّير 158 ثبت است كه شاه ايران ظاهرا در جواب نامهء شيبك خان ، كه وى را داروغه خطاب كرده بود ، نوشته است و در آن مكتوب ، اهتمام خود را براى راحتى عزيمت شيبك خان به گزاردن حج و عبور از ممالك محروسهء خود اعلام كرده بود . امّا چون حاكم خراسان به قول خود عمل نكرد ، شاه اسماعيل مقتدرانه چنين پاسخ داد كه « ما نيز خيال طواف مرقد معطّر امام فوق البشر علىّ بن موسى الرّضا عليه التّحيّه و الثّنا داريم » . ظاهرا زمان ارسال اين نامه وقتى است كه شاه اسماعيل در تعقيب شيبك خان به قريهء محمود آباد ، در سه فرسنگى مرو ، رسيده بود . مضمون اين نامه چنين است :
نامهء ( 4 )
« سابقا تو به ما نوشته بودى كه عزم گزاردن حجّ اسلام در خاطر رسوم تمام يافته عن قريب جهت امضاء آن عزيمت متوجّهء عراق و آذربايجان خواهيم گشت و ما در جواب مرقوم اقلام اهتمام گردانيده بوديم كه ما نيز خيال طواف مرقد معطّر امام فوق البشر علىّ بن موسىّ الرّضا عليه التّحيّه و الثّنا داريم و على اسرع الحال همّت بر توجّه آن صوب مىگماريم و چون وعدهء تو به وفا نرسيد ما به مقتضاى حديث « روح العهده دين » عمل نموده لواى جهانگشاى به جانب مشهد مقدّسه برافراختيم .
غرض از تحرير اين مقدّمه آنكه متصوّر آن بود بلكه لايق و مناسب چنان مىنمود كه آن جناب چون از توجّه موكب همايون وقوف يابند به قدوم استقبال پيش آيند و شرايط مهماندارى و ضيافت به تقديم رسانند و چون اين معنى از حيّز قوّه به فعل نيامد ما جهت دريافت ملاقات تا به ظاهر ( ؟ ) مرو ، كه مسكن ايشان است ، تشريف حضور ارزانى داشتيم و در اين مقام نيز از آن جناب لوازم انسانيّت ظاهر نشد لاجرم عنان مراجعت انعطاف داده در بعضى از ولايات خراسان قشلاق خواهيم فرمود و در اوائل فصل بهار و مبادى جولان جنود لاله و ازهار به ميدان كارزار توجّه خواهيم نمود تا صورتى كه در پس پردهء غيب مستور است به حيّز ظهور آيد و السلام 159 .
بدين ترتيب و با نامهپراكنىهاى دو قدرتمند آن روزگار ، لوازم جنگ به جاى شرايط صلح ايجاد شد . شيبك خان در سركوبى ( 916 ق ) مردم هزاره ، از توابع افغانستان