تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
فريب جوانى مخور زنهار * حذر كن ز تدبير پيران كار ز جمشيد و كى اعتبارى مگير * مشو ايمن از مكر گردون پير مشو باج‌خواه و برآنم مدار * كه برهم زنم عرصهء روزگار سپاهى كشم سوى ملك عراق * كه افتد تزلزل در اين كهنه طاق
( 3456 - 3461 ) شاه اسماعيل از جواب نامهء شيبك خان برآشفت و آمادهء جنگ شد :
چو قاصد ز نزديك شه گشت باز * خبردار شد شاه گردن فراز از آن نامه آمد چو دريا به جوش * صدف‌وار بودى ولى لب خموش مگو نامه بل نشتر آبدار * كه دل را كند ريش و جان را فگار ستيزنده مارى پر از خشم و قهر * درون و برونش سرشته به زهر چو شمعى سراسر برافروخته * به پروانگى عالمى سوخته
( 3462 - 3466 ) به اعتبار سرودهء قاسمى ، نخستين نامه را شاه اسماعيل براى شيبك خان مىفرستد . امّا به استناد گفتهء پارسادوست 128 شيبك خان براى شاه نامه‌اى به توسّط ضياء الدّين نور اللّه ، اوّلين فرستادهء شاه ايران ، مىفرستد و شاه اسماعيل نيز جواب نامهء شيبك خان را به ايلچى دوم خود ، شيخ محيىّ الدّين احمد ، مىسپارد . قمى 129 متن نامه‌اى را كه شيخ محيىّ الدّين احمد از جانب شاه اسماعيل براى شيبك خان برده بود ، آورده است . نوائى 130 همين نامه را با تغييراتى جزيى و با عنوان « نامهء شاه اسماعيل به يكى از سلاطين » ذكر كرده است و در پاورقى 131 گمان كرده است كه اين نامه براى سلطان حسين بايقرا نوشته شده است . پارسادوست 132 به درستى تشكيك نوائى را نادرست و خطاب نامه را نيز به شيبك خان جاى تأمّل دانسته است . ذكر نام سفير دوم شاه اسماعيل ، شيخ محيىّ الدّين احمد ، در نامهء شاه اسماعيل شايد دليلى باشد كه قمى آن را نامهء شاه اسماعيل به شيبك خان پنداشته و در اثرش ذكر كرده است . متن نامه به استناد تحرير قمى چنين است :

نامهء ( 2 )

الحمد للّه ربّ العالمين و الصّلوة و السّلام على رسوله المختار و آله اجمعين و العاقبه للمتّقين و اذكر