تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
فتوحاتش بر دشمن و شهرها گفت . در پايان نامه ، شيبك خان را به تصميم‌گيرى جدّى دعوت كرد كه يا صلح كند و يا جنگ خواهد :
دم از داورى زن گرت تاب هست * كه بنمايمت زور بازو و دست بود پيش من خصم ، روباه پير * و گر شير باشد منم شيرگير اگر دوستى ، دل‌نوازى كنيم * و گر دشمنى چاره‌سازى كنيم گهى آشتى روز ناورد و قهر * بود تيغ من آب حيوان و زهر مرا تيغ كين برق سركش بود * پى صلح و جنگ آب و آتش بود اگر يار صلحى به سر ، راه پوى * اگر مرد جنگى ، ره جنگ جوى دم از صلح ، يا جنگ زن مردوار * يكى كن از اين هردو كار اختيار
( 3396 - 3402 ) پس از اينكه نامه به مهر شاهانه ممهور شد ، به مرد دانايى ( ضياء الدّين نور اللّه ) سپرد تا به نزد شيبك خان برد :
چو آن نامه را كرد املا دبير * مسجّل شد از مهر اقليم‌گير طلب كرد داناى سنجيده‌اى * خردپيشه مردى جهان‌ديده‌اى جهان آزموده به هر كار و بار * بسى ديده نيك و بد روزگار به صحبت رباينده فرخنده‌اى * به گفتار شيرين فريبنده‌اى لب او پر از داستان‌هاى نغز * دهان آمده بسته ، گفتار مغز مسيحا دمى در سخن‌گسترى * لبش در حكايت به افسونگرى ز تاج رسولان سر افراختش * به رسم رسولان روان ساختش
( 3403 - 3409 ) به گفتهء قاسمى ، شيبك خان چون نامهء شاه اسماعيل را خواند ، برآشفته شد و در نامه‌اى ، پاسخ نامهء شاه را به تندى نوشت . او گفته‌هاى شاه اسماعيل را سودايى خام تلقّى كرد و خود را در قدرت برتر از او خواند . پيروزىهايش را بر دشمنان كوچك دانست و او را به پرهيز از فريفتگى جوانى زنهار داد و در پايان نامه ، شاه اسماعيل را به لشكركشى به سوى عراق تهديد كرد :
مكن هردم از طبع مردم شناس * ز شروانشه و نامرادم قياس چرا كس برد نام الوند را * به ياد آورد كودكى چند را
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 86 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى