تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
اكنون به راحتى مىتوانست با اتّكا به مريدان جان بركف خود ، در راهى گام نهد كه از بن جان ، خود را شيفتهء گام‌زنى آن مىدانستند . شعله‌اى كه او برافروخت پروانگان بسيارى داشت كه خود را بىمحابا به شراره‌هاى آن مىزدند و به اشارهء مراد خود به مراد مرادشان ، يعنى زيارت ائمّه مىرساند . پرداختن به اين افكار ، روياى شيرين شيعيان مشتاق و شيفته‌اى است كه در هر مسند و مقامى از آن بىنصيب نيستند . شاه جوان نيز از اين قاعده مستثنا نبود . علاوه‌براين تفكّر مذهبى - سياسى كشورگشايى ، آن هم به بهانهء اين مهم كه حاكم بغداد ، باريك بيك پرناك ، روزگارى از جانب مراد بيگ آق قوينلو بدين منصب گماشته شده بود ، عامل اساسى بود كه شاه اسماعيل را به انديشهء فتح بغداد مىكشاند . شاه اسماعيل پيش از آنكه به اقدام نظامى دست زند ، سفيرى توانا و هوشمند به نام خليل بيگ يساول ، كه در دقايق سياست آگاه بود ، با هدايايى به نزد باريك بيگ فرستاد . زمان اين واقعه را در سال 914 ق و هنگامى كه شاه در همدان به سر مىبرد نوشته‌اند 116 . باريك بيگ چون از آمدن سفير شاه آگاه شد ، گروهى را به استقبال وى فرستاد تا فرستادهء شاه را با « اعزاز و احترام تمام به دار السّلام » درآوردند 117 . حاكم بغداد خليل بيگ را عزت نهاد و هداياى شاه را با احترام پذيرفت و از سر اطاعت و انقياد خلعت شاهى را به تن كرد و تاج قزلباشى ، كه از جانب شاه شيعى بود ، به سر گذاشت و به رسم احترام و نشان دادن ارادت متقابل ، سفيرى از جانب خود موسوم به ابو اسحاق شيره‌چى با هداياى فاخر همراه خليل بيگ يساول كرد تا به نزد شاه ايران برود . سفير باريك بيگ چون در همدان به نزد شاه رسيد ، هداياى مخدوم خود را تقديم كرد و مورد عنايت واقع شد . امّا شاه جوان آرزوهايى بزرگ‌تر از هداياى حاكم بغداد در سر مىپروراند . او به ابو اسحاق شيره‌چى پيغام داد تا باريك بيگ را بگويد به شرط ارادت قلبى به اردوگاه شاه بيايد . ابو اسحاق نيز پيام شاه را به حاكم خود رساند . امّا باريك بيگ از بيم جان خود صلاح ندانست تا به پاى خود به دام بيفتد . او دستور داد آذوقهء سه سال تأمين شود تا در صورت حملهء شاه اسماعيل و در حصار گرفتن بغداد ذخيرهء لازم براى مقاومت موجود باشد . او همچنين دستور داد تا سيّد محمّد كمونه « كه آبا عن جد در سلك اعاظم نقباء نجف منتظم بود و نسبت به نوّاب كامياب شاهى در طريق اخلاص و دولت‌خواهى سلوك مىفرمود » دستگير و زندانى كنند 118 . شاه اسماعيل پس از آگاهى