تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
در اين ماجرا به دست نيروهاى خودى به قتل رسيد 112 . علاء الدّوله پس از اين شكست ، خشمگينانه‌تر براى انتقام ، نيروهاى بيشترى تجهيز كرد و دو پسر ديگر خود كور شاهرخ و احمد بيگ را به جنگ خان محمّد فرستاد . امّا اين بار نيز پيروز ميدان ، سردار شاه اسماعيل بود و هر دو پسر علاء الدّوله مقتول شدند . علاء الدّوله پس از اين شكست‌ها با شاه اسماعيل در نيفتاد و حتّى « در لشكركشى سلطان سليم اوّل بر ضدّ شاه اسماعيل ، به بهانهء پيروى از يارى به لشكركشى عثمانى امتناع كرد . سليم ، پس از مراجعت ، خادم سنان پاشا را با على بيگ ، كه برادرزادهء علاء الدّوله و مدّعى او بود ، به جنگ وى فرستاد . علاء الدّوله در اين جنگ مغلوب و مقتول ( 921 ق ) شد » 113 و به قول غياث الدّين خواندمير 114 « چون خبر شكست علاء الدّوله مرّهء بعد اخرى به روم رسيد ، پادشاه آن ديار كه از وى كينهء ديرينه در سينه داشت ( به سبب همراهى نكردن وى با سلطان سليم در جنگ عليه شاه اسماعيل ) ، لشكر به سر وى كشيد و علاء الدّوله در ميدان قتال به زخم تيغ روميان كشته گشته ، رشتهء حيات بسيارى از قوم ذو القدر در آن معركه منقطع گرديد » . قاسمى به جنگ شاه اسماعيل با علاء الدّوله ذو القدر با عنوان « فرستادن خاقان سكندر فريدون فرّ فرقه‌اى را به محاربهء علاء الدّوله ذو القدر » اشاره كرده و آورده است كه هنگامى كه شاه در تبريز بود ، حكايت سركشىهاى « علاء الدّوله را به سرداران خود مىگويد و آمادگى خود را در جنگ با او ابراز مىكند . امّا سرداران وى شاه را از شكارى چنين خرد بر حذر مىدارند و شأن شاه را بسى بالاتر از آن مىدانند كه به شكار خرگوش و گنجشك برآيد . به همين توجيه ، شاه گروهى از سپاهيان خود را مأمور دفع علاء الدّوله مىكند . امّا براساس منابع مذكور ، شاه در ابتدا ، خود به جنگ علاء الدّوله مىشتابد و پس از گريز و توقّف علاء الدّوله در قلعهء درنا و سختى تسخير آنجا ، به خوى مىرود و محمّد خان استاجلو در فرصت‌هاى بعدى با علاء الدّوله نبرد مىكند و ظاهرا لشكرى كه قاسمى از آن خبر مىدهد ، همين محمّد خان استاجلو است . قاسمى در پايان سروده‌اش چنين آورده كه سر ذو القدر در اين نبرد بريده و به نزد شاه فرستاده شد . اين خبر ، به استناد همهء منابع كه ذكر آنها رفت ، صحيح نيست و علاء الدّوله در جاى ديگر كشته مىشود . البتّه محمّد خان استاجلو سرهاى فرزندان علاء الدّوله را به نزد شاه اسماعيل كه در خوى بود فرستاد .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 78 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى