تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
شاه در اصفهان به سر مىبرد ، به وى خبر رسيد كه در ناحيهء كرمان وادييست كه مردمان بدسرشت و ديو نهاد دارد . صورتى چون سگ ، دندانى مانند گراز ، لبانى پهن و ناخنانى دراز دارند . ريششان تا به ناف ، سبيلشان تا به پا و پيكرشان همانند اژدهاست . شاه چون از اين شرح حال خبر مىيابد ، آزرده مىشود و فوجى از نام‌آوران خود را براى نابودى آنان مىفرستد . ما بقى ماجرا دلاورىهاى سپاه شاه اسماعيل با موجودات عجيب و غريبى است كه قاسمى اوصاف آنان را مفصّل آورده است . آنچه قاسمى در اين بخش آورده و تصويرى كه از دشمن طرح زده است در منابع ديگر نيست و بيشتر شبيه جنگ و پيكار آدميان با موجودات افسانه‌اى است . به‌هرحال ، بعيد نمىنمايد كه واقعهء كرمان شرح يكى از آن لشكركشىها باشد كه شاه براى سركوب دشمن و يا كشتار مردم غير شيعه ، بدان دست زد . برخى از ابيات كه در توصيف دشمن است ذكر مىشود :
رسيدند ناگه به درگاه شاه * ز كرمان زمين فرقهء دادخواه همه از دل و ديده مانند برق * در آب و در آتش ز پا تا به فرق گشادند لب ، كاى ثريّا سرير * ز بيداد دزد بيابان ، نفير در آن ناحيه بو العجب واديست * كه در وى نه راهىّ و نى هاديست . . . گروهى در آن وادى ديو و دد * نشسته به ره رهزن نيك و بد به صورت سگند و به دندان گراز * لبان پهن و رو خرد و ناخن دراز كشان ريش ايشان بود تا به ناف * گهى كرده بستر از آن ، گه لحاف چو دمّ سگان موى لب تا به پاى * چه دمّى كه بود از دو سو فرش‌ساى همه اژدهاپيكر و شيرگير * به رخسار و قامت منارى ز قير . . . لب زيرشان با زنخ در فسون * چو هاروت در چاه بابل نگون . . . دهان و شكم جمله سر تا به پاى * شكم همچو طبل و دهان همچو ناى
( نك : 2988 - 3012 )

ل ) جنگ با علاء الدّولهء ذو القدر

علاء الدّولهء ذو القدر ( متوفى 921 ق ) فرمانرواى قسمتى از آسياى صغير و حوزهء علياى فرات از سلسلهء ذو القدريّه بود . علاء الدّوله از زمانى كه به مراد بيگ تركمان پناه داده بود
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 76 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى