تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
بياسا رسانيدند و امير ترتاى و هر دوداق با لشكرى منصور بگرفتن نوروز بر نشستند و سلطان آينه غازى و داود و ساير نوروزيانرا در قبض آورد و نصرت ملك و على ملك و برادران كه از سيستان به خدمت امير نوروز رفته بودند و به دو مختص و متعلق گشته و در غيبت سلطانى با دو هزار سوار منغانى و سكزى بدر شهر كرمان آمده و چون از ضبط و استخلاص شهر نوميد شده در شهر و قلعهء بم تمكن و تحصن نمودند و به ظاهر طاعت گونهء مىداشتند ، در اين وقت اعلان عصيان و اظهار تمرد كرد ، نواب ديوان سراى سلطنت را فرو گرفتند و على ملك باستمداد و استنجاد بجانب سيستان رفت . سلطان محمد شاه بوصول اين خبر بىقرار و قلق گشت و آئين جبروت اولهبات غضب بر آورده حشر منادى كرد و فى الحال كالشهاب فى اثر العفاريت
خون و گوهر در بلارك زهر و باد اندر خدنگ * كوه و صرصر در جنيبت ابر و دريا در بنان
با عساكر حاضر و نوكران ملازم بدان جانب شتافت و در راه اوغان با چريك مغول و لشكريان تراكمه بخدمتش منضم شدند و هم در روز اول كه ببم رسيدند شهر بيرون را بقهر و جنگ بستدند و در سرابستان مظفرى توطن كرده و از سيرجان و اطراف و گيج و مكران استنفار فرمود و حشر طلبيد تا پنج هزار سوار و پياده در خدمتش مجتمع شدند و شهر و قلعه را محاصره كرد و لشكر را فرمود تا پيرامن حصار را صفا صفا كأنهم بنيان مرصوص چتر بستند و مدت دو ماه هر روز از غرهء ميمون بام تا طرهء مفتول شام بمحاربه و مقاتلهء بيرون و اندرون قيام مىنمودند و نصرت ملك و اعوان اخوان در روى خداوندگار خود تير و تيغ انداختند و كشيدند و بواسطهء عدم ذخيره و قوت كار ايشان باضطرار انجاميد ، ائمه و صلحا را باستيمان بيرون فرستادند و بضاعت ضراعت و شفاعت را سرمايهء نجات و خلاص ساخته در مقام استغفار و اعتذار ايستادند ،
مستغفرين ذنوبهم بضراعة * و معفرين وجوههم بتراب
و عن آخر هم در خدمت رايت سلطنت بكرمان آمدند و سلطان محمد شاه از راه فراست شاهانه بر سگالش و مكيدتى كه انديشيده بودند اطلاع يافت و بعد از گرفتن و پرسيدن و چند روز معدود محبوس داشتن نصرت ملك و برادرش را از تيغ انتقام گذرانيد . و درين سال حكومت سيرجان و توابع از حكم يرليغ بر مولانا تاج الحق و الدين مقرر فرمودند و پسرش مولانا صدر الحق و الدين بهمتى بلند و حشمتى شگرف و وجهى طلق و صدرى وسيع و دلى قوى ايالت آن خطه را تصدى نمود و حقيقت آنكه در معرفت ابواب كفايت و كاردانى و تبيين مراتب اشغال اين جهانى و تعيين مقادير اعمال ديوانى و