تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
كرمان متمكن باشند . مقارن وصول سلطان محمد شاه ببندگى حضرت حكم صدور يافت تا سخن او و سيوكشاه در يارغوى بزرگ بپرسند و امير نوروز غايب در خراسان و امير قتلغشاه نوئين و امير ساتيلمش و پولاد چينگسانگ و نوركاى يارغوجى و سلطان يساول قضيهء ايشان را بپرسيدند و قتلغشاه نوئين اعتنا و اهتمام تمام فرمود و در باب سلطان محمد شاه چنانچه سخن قصدآميز امير حاجى برادر امير نوروز ناصر الدين ساتيلمش مؤثر نيامد و سلطنت محمد شاه سلطان باز طى افتاد و مستحكم‌تر شد فاما ملك شرف الدين وزير آن فرتوت پير و آن علج بىتدبير رضاجوئى نوروزيانرا مبالغى مال كرمان بر سلطان حواله كرد ، همانجا محصلان عنيف آن وجوه را كه بجوانب نازك و امراء بزرگ تعلق داشت مطالبت نمودند و بدين واسطه ذمهء سلطان و نواب بقروض فادح كه مبلغ آن از سيصد هزار دينار درگذشت گران بار گشت و آن بليت موجب استيصال كرمانيان آمد و همان وقت شاه علاء الدين حسن شاه نير از كرمان برسيد و ببرادر ملحق گشت و سيوكشاه منكوب و منخزل شده بخراسان رفت و امير نوروز اينى خود حاجى طرغون را بىحكم يرليغ جهت تحصيل مال چريك خراسان بكرمان فرستاد و حكم مطلق گشت و سلطان محمد شاه را با تيمور بوقايولدوجى بر جناح استعجال باز كرمان فرستادند و با حاجى شيوهء مقاومت ورزيد و دست او بالا آمد و حاجى بضرورت از كرمان منزعج بايست شد . و هم درين سال سنهء خمس و تسعين و ستمايه سردار افاضل و اكارم و اعالى جهان و بندار فضايل و مكارم و معالى فراوان مولانا شهيد قاضى فخر الدين هرات كه ناظم عقود محامد و محاسن و جامع تفاريق فضايل و فواضل و مالك رقاب مفاخر و مآثر بود به راه وزارت با احكام يرليغ و پايزه بكرمان آمد و بر پهلوى تخت سلطانى بر صندلى صدارت نشست و كار ولايت و ديوان در دست گرفت و هو الشهاب الثاقب و النقاب الذي هذبه المناقب . ،
هم عقد با عمامهء او تاج خسروى * هم عهد به او ساوهء او تخت سلطنت
و سيوكشاه بابلدوق برادر امير نوروز بكوبنان آمدند و بولدوق متغلب‌وار به شهر هجوم كرد و ميان او و محمد شاه سلطان منازعت و مكاوحتى افتاد كه بمحاربه و مقابله سرايت كرد و مفلوك باز كوبنان مراجعت نمود و سلطان با لشكرى ساخته بر عزم از عاج ايشان تا زرند رسيد و به مجرد آوازهء عزيمت او بولدوق و سيوكشاه پس از آن كه اموال كوبنانيان غصب كردند معاودت بخراسان نمودند . و در اثناء اين حال خبر رسيد كه لشكرى و حاجى وساتيلمش و نوروزيانرا در اردو
سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى ) — صفحة 81 | عباس إقبال آشتياني / ناصر الدين منشى كرمانى