بصدق نيت و خلوس طويت طاعت و تباعتش را متشمر شدند و هوادارى خاندان حجاج سلطان همواره جمهور كرمانيانرا خود رگى با جان داشت الاغياث الدين سيوكشاه كه باستظهار وسيلت دامادى امير نوروز به حكم دوندى شاه خاتون دختر حجاج سلطان و ايلكون بيگى در حبالهء او بود گريخته ببندگى حضرت رفت و شاه علاء الدين حسن شاه بن حجاج سلطان كه هم از ايلكون بيگى بود پيش از وصول برادرش محمد شاه سلطان ببندگى توجه نموده بود و شرف تكيشميشى يافته و بذريعت خويشاوندى امير نوروز از حكم يرليغ منصب اشراف و امير شكارى و نيابت امير نوروز در كرمان به دو توشاميشى رفته و بتعليم و تلقين و اغراء و اغواء نصرة الدين يولكشاه قاعدهء سلطنتى تمهيد كرد چنانچه حواشى و خدم خاصه او را سلطان علاء الدين مىخواندند و خواجگان قوام الدين وزير و نصير الدين بهاء الملك و طغرل ملك از حكم يرليغ ملازم او گشتند و نوميد از عاطفت سلطان محمد شاه بوى پناهيدند و تيمور بوقا اولدوجى و طغاى نوكار امير نوروز مصاحب او بودند ، و ملك اسلام شهريار اعظم ناصر الدين ملك كه تمشيت امور سلطنت محمد شاه سلطان را از راه حكم يرليغ آمده بود در تقويت جانب سلطان مساعى جميل بتقديم رسانيد و بسبب اضطراب امور و اختلاف جمهور و خلو خزانه و ازدحام ايلچيان و تشدد محصلان و اسراف سلطان مساعى جميل بتقديم رسانيد و قائم ماندن دست منازعت و مخالفت ميان برادران رعاياء كرمان را در آن سال ضررى و فسادى قوى رسيد و اين حال اول وهنى بود كه به حال كرمانيان تطرف نمود و من ذلك و هى العقد و انبثق السكر و اتسع الخرق .
و غياث الدين سيوكشاه چون شرف تكيشميشى يافت اموال و افزار نقد و جنس و جواهر امير نوروز و ديگر امرا و وزير وقت مخلص الملك ملك شرف الدين سمنانى را كه از زيور تمامت معالى و معانى عاطل بود تكلف و اتحاف و اهدا كرد و بر مال كرمان مبالغى بيفزود و بر آن مستزاد تصرف كرمانرا متعهد و متقبل شد و حكم يرليغ مشتمل بر تقليد سلطنت بر و بحر كرمان به دو نفاذ پذيرفت . وصول اين خبر مقتضى نهضت سلطان محمد شاه آمد بصوب بندگى حضرت با اكثر اعيان كرمان ، و ملك اسلام شهريار ايران ناصر الحق والدين خود پيشتر بتعجيل تمام رفته ببندگى پادشاه رسيده بود و عرضه داشته كه در تمامت بلاد عراق و پارس و كرمان آوازه و خبر آن است كه مفاتيح حل و عقد امور در قبضهء ارادت و اختيار نوروزست و زمام همگى امر و نهى در دست قدرت او ، در ممالك برادران را نشانده است و دامادان فرستاده و نواب گماشته و نوكران برگزيده و اين معنى موجب وهنى تمام است و در مصالح ممالك اين نوع تقرير و سخنان دلپذير بر نوعى تأثير كرد كه نايرهء غضب و غيرت پادشاه بغايت مشتعل گشت و فى الحال حكم يرليغ نافذ شد كه سيوكشاه مراجعت نمايد . و نواب محمد شاه سلطان بقرار در
سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص٨٠