تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
اميران زرينكمر كه متصرف سيرجان بود بعد از آن باتفاق و نوكارى خواجه قوام الدين وزير به تحصيل مال هرموز رفته پيش نصرت ملك رقم اعتبار تمام يافت چنانچه در امور ديوان و ولايت مىكرد و موعود شده بود بمنصب وزارت كرمان و درين روزها از بندگى پادشاه زادهء جهان غازان ايلچيان ابراهيم سكورجى و يوسف بوكا و آينه غازى نايب امير نوروز به تحصيل مال چريك خراسان بكرمان رسيدند ، و حكم يرليغ بايدو بتقرير سلطنت كرمان بر قطب الدنيا و الدين شاه جهان صدور يافت و چون با مادرش معز الدنيا و الدين بايلاق خاتون از اردو منفصل شده بهمدان رسيدند رايات همايون پادشاه جهانگير جهاندار صاحب قران شهنشاه سلاطين اسلام غازان مظفر و منصور باردو خراميده بود و بايدو منهزم و گريخته و تاج و تخت به مستحق رسيده و در هفت اقليم جهان پنج نوبت جهاندارى غازانى زدند و چتر هماى آسايش سايه بر بسيط روى زمين افكند و آفتاب سلطنتش سر از كوه كشور گيرى بر زد و امرا و لشكرها در ربقهء طاعت آمدند و سيرامون از امراء پادشاه خاتون و كوچوك سكورجى بضبط كرمان و قبض بايدوئيان از حكم يرليغ غازان خان بهمدان رسيدند ، حمايت توداى خاتون مانع آمد از آنكه تعرضى بديشان رسانيدندى فاما اموال و احمال ايشان در معرض غارت و تاراج آمد و چون خبر جلوس همايون غازان خانى بر سرير جهانبانى بكرمان رسيد نصرت ملك و سراغاى و نواب بايدو ابراهيم سكورجى و يوسف بوكا و آينه غازى را گرفته در قلعه مقيد و محبوس گردانيدند و باموال و خزاين و اعلاق و نفايس سلاطين و اندوخته و توختهء خود و اتباع و فرزندان متوجه سيستان شدند . موالى عظام تاج الحق و الدين و پسرش صدر الحق و الدين كه سمت اختصاص به حضرت غازان و رقم عبوديت درگاه پادشاه اسلام سالهاى ممتد بود كه داشتند و سوابق نيكو بندگيها بر دولت روز افزون آن پادشاه عادل مغفور حاصل فى الحال بدرگاه پادشاه خاتون آمدند و با اعيان و حواشى پادشاه خاتونى متفق و منضم گشته شعار غازانى اظهار كردند و نفير مژدهء شادى و غريو طبل و كوس بكرهء اثير رسيد و همگنان يكديگر را بسلطنت و جهانبانى و خانيت و پادشاهى پادشاه اسلام غازان خان مبارك باد گفتند و ايلچيان موقوف و مقيد را از محبس اطلاق گردانيده در كرمان تمكين دادند و ايشان با سواران خياره سه چهار منزل بر عقب گريختگان برفتند و چون شأو ايشان در نيافتند و گردشان نشكافتند مراجعت نموده در راه كراى منگو نام را كه صندوقچهء جواهر پادشاه خاتون داشت گرفتند و آن اعلاق و نفايس كه خواتين نامدار جبار و سلاطين كامكار در سالهاى بيشمار از اقاصى امصار و اقطار ديار بسعى و جهد بسيار بچنگ آورده بودند در دست تغلب ايشان بماند و كرة بعد اخرى در باب تفحص و تفتيش آن حكم يرليغ نفاذ پذيرفت و امراء حضرت و