تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 66

مساهمون:

صمقدمه ٦٦
« جملهء اصحاب نجوم اتفاق نمودند كه چون قران هفتم بگذرد ، در قران هشتم سيارات هفتگانه در برج ميزان جمع ميشوند و به حساب قران در برج سنبله مىبايد ، و حكم كردند كه اين اجتماع سيارات در برج ميزان موجب خرابى عالمست و اكثر عمارات بباد و زلزله برخيزد ، و درين باب مبالغت كردند و حال كرمانيان از ديگر مواضع بتر مينمودند ، به حكم آنكه طالع كرمان ميزانست . من ازين معنى كشف ميكردم و بفضلاء جهان كه سابقهء معرفتى افتاده بود مينوشتم و از حقيقت آن ميپرسيدم ، و بزرگى از كرمان در خراسان است ، او را جمال الدوله ابو الفتح گويند و درين علم انگشت نمايست و با من دوست سى ساله . چند نوبت درين باب بوى نوشتم و آنچه فضلاء خراسان درين قران حكم كرده‌اند باز جستم . وقتى فصلى كه فريد نسوى نوشته بود و ابطال احكام انورى كرده بفرستاد ، من به آن فصل خرم شدم و نسخت آن بدوستان اطراف فرستادم ، پس جمال الدوله از علم خويش به من نوشت : حكم باد كه كرده‌اند رمزى است ، و حكما بدان تقلب احوال عالم و انقلاب ممالك خواسته‌اند و دليل بر وى آنكه بعد از قران هفتم در كرمان قومى ديگر باشند . سخن آن فاضل فال ناطق و الهام صادق آمد . » « 1 » و مقصود افضل ازين فال ناطق ، اضمحلال دولت آل سلجوق و روى كار آمدن ملك دينار غز بوده است . چه بسا همين پيش‌بينى موجب تأييد خيال مهاجرت افضل از كرمان شده باشد . در همين احوال بوده است كه ملك دينار غز ، ظاهرا بنا بدعوت امير مجاهد - الدين كوبنانى ، به طرف كرمان روى آورد ( رمضان 581 ) و به راور و زرند وارد شد . در سال 581 ه . كه ملك دينار به فتح قلعهء راور موفق شد ، تيرى بچهرهء ملك دينار خورد و او را مجروح ساخت ، « ملك دينار بدست خود تير را از چهره بيرون كرده و بينداخت ، ولى پيكان در گونهء چپ او نزديك چشم بماند » ، افضل كه در اين وقت در كوبنان بوده اين دوبيتى را گفته و به راور فرستاده است :
تيرى كه به دو داد عدو پاسخ شاه * آمد به نظارهء رخ فرخ شاه و آورد كليد قلعه و پيش كشيد * شكرانهء بوسهء كه زد بر رخ شاه « 2 »
هامش
( 1 ) - عقد العلى ص 17 ( 2 ) - عقد العلى ص 23