574 هجرى ) به جيرفت فرستاد ، تورانشاه به بم گريخت ، سابق على از او استقبالى نكرد ولى وحشت اين را داشت كه مبادا لشكر فارس به بم روى آورند . در اين وقت نيز ظاهرا افضل در بم بوده است و گويد :
من از لشكرگاه به مهمى به شهر بم شده بودم ، بر در شهرستان ايستاده ، ناگاه بر سر دروازه طبلى زدند و نعره برآوردند ، بترسيدم و از حال پرسيدم ، گفتند اتابك زنگى بجوار رحمت حق تعالى پيوست و اين بشارت وفات اوست . . . ساعت بساعت خبر شايعتر ميشد ، تا خبر از جيرفت رسيد كه ملك [ و ] اتابك محمد و لشكر باز فارس رفتند و تورانشاه و مؤيد الدين باز جيرفت رفتند . « 1 »
مطلبى كه شايستهء توجه است اينست كه واقعهء مرگ اتابك زنگى در بدايع - الازمان به سال 567 خراجى ( - 574 ه ) نقل شده است ، و حال آنكه بروايت حبيب - السير و ضبط طبقات سلاطين اسلام ، او در 571 ؛ و بروايت جهان آرا در 570 ه . در گذشته است ، و اين همان وقتى است كه افضل در بم بوده است ، اتفاقا در همين كتاب آمده است ، كه :
[ قطب الدين محمد را پس از مرگ اتابك زنگى ] در فارس رغبت مقام نماند . بسبب وصلتى كه با عز الدين لنگر ( اتابك يزد ) كرده بود ، عزم يزد كرد ، روزى چند در رياض نعمت او چريد و [ با لشكريانى كه اتابك يزد همراه او كرد ] در ماه اسفند ارمذ سنهء سبع و ستين [ 567 خراجى - 574 ه ] به زرند نزول نمود . » « 2 »
به اين حساب چون حركت قطب الدين محمد و رفتن او به يزد و كمك خواستن او طبعا مدتى وقت ميخواهد ، بايد كه در ضبط سنهء اولى يعنى واقعهء مرگ اتابك تسامحى شده باشد
از سال 572 ببعد ، آشفتگى كرمان به حد نهايت ميرسد : امراء مورد توجه افضل اغلب پراكنده و كشته شدهاند . قطب الدين محمد مخدوم او نيز سرگردان اين ديار و آن سرزمين است و متاسفانه از هرجا كمك ميجويد ، نتيجهاى نمىيابد ، ملك ارسلان مخدوم ديگر او نيز در همين سال 572 كشته مىشود ، تورانشاه بر سر
هامش
( 1 ) - جامع التواريخ حسنى بنقل بدايع ص 83
( 2 ) - متن كتاب ص 83