تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 64

مساهمون:

صمقدمه ٦٤
كار ميآيد و چون قدرتى نداشته است كار بدست نااهلان مىافتد و تيغ كين در ميان امراء و صدور و فضلاء ميكشند ، و شهر بدست انقلاب سپرده مىشود .

مهاجرت به يزد

در همين ايام و احوال است كه طليعهء سپاهيان و فراريان غّز نيز بسرحد كرمان ميرسد و بلاى نو نازل مىشود و بقول صاحب تاريخ ، اين لشكر ، « هر مزروعى كه ديد به قاعده بخورد » تا بالاخره موجب قحطى عجيبى در اين دو سه سال گرديد . آشفتگى اوضاع و نابسامانى زندگانى مردم كرمان و قتل دانشمندان و فضلاء و وزراء ؛ كه درين ايام سنّت شده بود ، و خصوصا قحطى عجيبى كه در سال 577 هجرى در كرمان روى داد . موجب مهاجرت افضل شد . افضل خيال داشت بخراسان برود ولى چنان كه خواهيم ديد موفق نشد و به كوبنان رفت و سپس به يزد مهاجرت نمود . نكته‌اى كه بايد بدانيم اينست كه افضل در طى چندين سال نديمى پادشاه و سمت منشىگرى و نزديكى بدربار ؛ بر خلاف ساير نزديكان ؛ بهيچوجه اندوخته‌اى نداشته و در حقيقت بپاكدامنى و پاكى تمام روزگار گذرانيده است ؛ بطوريكه هنگام حركت به يزد مجبور شده است چارپايان و اموال مختصر خود را بفروشد و وسايل حركت خود را راه بيندازد و در بازگشت از يزد هم چنان كه خواهيم ديد ؛ حتى وسايل مسافرت از كوبنان تا جيرفت را نداشته است . نكتهء ديگر اينكه بقرار ظاهر ؛ افراد عائلهء مورد تكفل او نيز زياد بوده‌اند و ناچار براى بردن اين قوم و خويشان - خصوصا عجايز - دچار زحمت فراوان شده است . افضل قبل ازين سفر ؛ ملك دينار را در كوبنان ديده و مدح او را گفته ولى به علت اينكه هنوز كار ملك قوام نگرفته بود نتوانسته بود بدرگاه ملك وارد شود و قرب بيشتر او ظاهرا بعد از باز گشت از يزد و نگارش عقد العلى است .