« من در خدمت اتابك يزد بودم بعد از ده پانزده سال كه مؤيد الدين گذشته بود هيچ درج كلام اتابك سام از وظيفهء شكر مؤيد الدين خالى نبود » « 1 »
اتابك مؤيد الدين ريحان ، از كارداران بزرگ دربار طغرلشاه و پسرانش در كرمان بوده است و بقول افضل : « او را عقل و رايى كامل بود و طول و عرضى در جثه ! » اين مرد در امور سياست شهر با اتابك قطب الدين محمد مخدوم و ممدوح افضل رقابت شديد داشته ؛ در زمان طغرلشاه پس از آنكه اتابك مغضوب و معزول شد اين مؤيد - الدين را لقب اتابكى دادند و در بارگاه شاه او را كرسى نهادند و چون از غايت فربهى جثه ، قيام و قعود بر او دشوار بود بر آن نشست و حل و عقد مملكت با وى افتاد . مؤيد - الدين در اواخر كار كه در سياست شكست يافت به بهانهء حج از كرمان خارج شد و به يزد رفت و آنجا نديم اتابك ركن الدين سام شد و پس از چندى مجددا بكرمان بازگشت و دوباره به اتابكى رسيد و بالاخره در سال 570 خراجى ( 577 ه . ) در سيرجان فوت كرد .
در متن اين تاريخ فوت مويد الدين ريحان در 577 هجرى ذكر شده و اگر حد اقل قول مؤلف يعنى 10 سال را هم بگيريم بايستى افضل كرمانى در سالهاى آخر عمر اتابك يعنى قبل از 589 به يزد رفته باشد ولى چنان كه خواهيم گفت در اين مورد افضل نيز تسامح نموده و در حقيقت دورهء توقف او در يزد حدود 577 خراجى - 584 هجرى بوده است « 2 » . ( مگر اينكه تصور كنيم ، افضل سفرى ديگر
هامش
( 1 ) - متن كتاب ص 72
( 2 ) - نكتهاى كه بايد درينجا يادآورى شود اشتباهى است كه مرحوم رضا قليخان هدايت در ضبط سال مهاجرت افضل نموده است ، او گويد : « در اختتام دولت ملوك سلاجقهء كرمان و انقلاب و اختلال امورات آن سامان در سنهء 558 ( ؟ ) به يزد مهاجرت نمود و در ابتداى ورود ملك عماد الدين مشهور به ملك دينار از قوم قراغز تركمانيه حسب الامر به موطن بازگشته ، رسالهء عقد العلى للموقف الاعلى در مدح ملك و وزير و شرح حال خود مرقوم داشته ، رسالهايست منشيانه و در كمال امتياز و گاهى نظمهاى عربى و فارسى منظوم مينموده . » ( مجمع الفصحا ص 94 )
اشتباه هدايت سخت فاحش است و چنان كه ميدانيم ملك دينار در 581 به كرمان آمده است و لا اقل درينجا مرحوم هدايت به قدر بيست سالى دروغ بافته است .