تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨

گفتار در آمدن امير بدر الدين كافور و وزير اثير الدين سمنانى از فارس به كرمان

چون شور فراق عز الدين مزاج دل‌ها گرم [ داشت ] ؛ از دار الشفاء ، قرص كافور فرستادند ، و امير بدر الدين كافور را نامزد كرمان كردند - خواجه‌اى مسلمان طبع نيك‌عقيدت - و بر عقب او خبر رسيد كه وزير اتابك اثير الدين سمنانى بر عزيمت كرمانست . اول روز ذو العقده من السنة « 1 » در شهر آمد - خواجه‌اى محتشم و پيرى بزرگ كه از بقاياء اكابر عراق تقلّد اعمال خطير كرده - به‌نظر هدايت و قلم كفايت در حفظ مصالح ولايت شروع كرد بر توقع آنكه مگر كرمان را از خاك افتادگى بر دارد يا آبى به روى كار آورد ، فتنه دست‌نو كرد و از جانب خراسان سيلاب محنتى تازه روى به كرمان نهاد .

گفتار در آمدن ملك زوزن خواجه رضى و تغان تكين « 2 » از خراسان بكرمان

خواجه رضى الزوزنى - كه ذكر او سابق است ، و چند نوبت به كرمان آمده - در نواحى و در حدود اين ولايت املاك و عقار بسيار باز دست كرده ، او را هواى كرمان با رگ « 3 » و پى و روح و روان آميخته ، با آنكه ولايتى معمور و نعمتى بىقياس و حكمى نافذ گرد و فرمانى قاطع داشت ، به تازگى او را هواى كرمان سلسلهء هوس بجنبانيد و از حضرت خوارزم استمداد كرد . بدر الدين تغان تكين [ را ] كه پيش ازين به كرمان آمده بود ، با چند امير ديگر از نواحى خراسان نامزد كرمان كردند . و از راه طبس درآمد و به سرحد كرمان رسيد ، جمعى سوار و پيادهء فارسى كه در شهر بودند تن زدند و اهمال جانب حزم جايز شمردند . تا بهاباد و راور و كوبنان گرفتند و شحنگان نشاندند ، و به جانب زرند
هامش
( 1 ) - يعنى 601 هلالى ( 2 ) - در ساير تواريخ ، از جمله تاريخ وزيرى : طغان تكين ، ولى در جهان‌آرا آمده است كه بغاتكين و خواجه رضى الدين نيشابورى از ديوان خوارزمشاهى به ايالت آنجا آمده ميانهء ايشان و سلغريه محاربات رفته شيارزه را كارى از پيش نرفت . ( جهان‌آرا ) ( 3 ) - در اصل : با برك و پى