3 [ حكومت ملوك ايج ]
گفتار در آمدن امير مبارز و برادرش امير محمود امراء ايگ به كرمان
در عهد حاجب عمر ، دو نوبت رسول ايگ به علت تأكيد معاهد معاقدت و تمهيد قواعد موافقت به كرمان آمد ، و در خفيه با ناصح الدين كارى مىپرداخت ، و ناصح الدين گفته بود كه امروز [ كرمان ] هدف سهام اطماعست و عرصهء انواع صداع ، هركس كه بازوى بخت او با زورتر و ساعد سعادت او قوىتر - او خورد ! اگر امراء ايگ طاقت مقاومت غز دارند
« قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »
« 1 » .
و ازين سخنان سوداى ملك كرمان در دماغ ايشان متمكن شده ، در زمستان سنهء 590 « 2 » كه هنوز پسر عمر حاجب در شهر بود [ و ] غز بر ظاهر شهر ، آوازه كردند كه امراء ايگ بر عزم طلب ملك كرمان و دفع غز ، صوارم « 3 » عزايم از نيام انتقام بركشيدهاند ، و روى به جانب جيرفت نهاده .
و رعيت كرمان را آن خبر از راه گوش مايهء حيات بيفزود « 4 » و چنان پنداشتند كه مسيح از آسمان فرود مىآيد ، يا مهدى آخر الزمان به كرمان مىآيد . و امير قطب الدين مبارز و امير نظام الدين محمود « 5 » با ده هزار سوار و پياده از ايگ برآمده و به راه جيرفت عزيمت نمودند .
چون به جيرفت رسيدند ، عماد الدين مغونى ايشان را تمكينى نكرد و بيرون نيامد ، توقف ننموده روى به شهر بردسير نهادند . چون به در بردسير نزول فرمودند ، غز برخاسته بود و به راه بم بيرون شده و با قرب مسافت ما بين ، اتفاق تلاقى نيفتاد :
هامش
( 1 ) - قسمتى از آيه 105 از سوره بقره ( 2 ) قرآن كريم : بياوريد دليل خودتان را اگر راستگو هستيد .
( 2 ) - خراجى ، برابر 597 هلالى .
( 3 ) - صوارم ، جمع صارم - شمشير
( 4 ) - آدمى فربه شود از راه گوش . . .
( 5 ) - بعد از نظام الدين حسن شبانگارهاى ، پسرش قطب الدين مبارز حاكم ايج شد و فرگ و طارم و سيرجان را بستد ، چون قوم غوز بر كرمان مستولى شدند بالتماس كرمانيان مدد كرد و برادر خود نظام الدين را در آنجا بگذاشت ، ( منتخب التواريخ نطنزى ص 3 )