چترود بيرون رفت . و جمعى از تركمانان كه از جهت صيانت خان و مان پيوسته با غز بود و به چنگ ايشان درمانده ، و در خرجند « 1 » فرصت يافت ، و علايق مصاحبت از غز بريدند ، و روى به حوالى شهر آوردند ، و لشكر شهر استقبال كرد ، و ايشانرا به در شهر رسانيد ، و غز به خبيص « 2 » رفته از آنجا به نرماشير شد .
گفتار در آمدن جلال الوزراء با لشكر از خراسان به كرمان و قطع مادهء فساد غزان
در زمستان سنهء 58 خراجى « 3 » جمال الدين جلال الوزراء به طالع ميمون و فال هميون و با لشكرى چون دريا موجزن و چون كوه با درع آهن از خراسان به كرمان آمد ، و اتابك با وى اتصال نمود ، و روى به غز و غز به نرماشير نهاد . و غز باز پناه به حصار خواهران « 4 » برد ، و چند روزى تكلف مقاومت نمود .
و چون اتفاق محاصرت در صميم زمستان افتاد و در آن وقت كار بر اهل كرمان تنگ شده بود ، اكثر خلايق به حشيش صحرا زندگانى ميكردند ، و لشكرى بدان انبوهى ، و هيچ وجه تعيش و علوفه موجود نه ، چه آنچه موجود بود غز ولايت را تاراج كرده بود و به اندرون حصار كوشك سه خواهران برده .
پس وزير و اتابك و امراء صلاح چنان ديدند كه آن لشكر در زمستان به جيرفت رفته فصل بهار كه محل نمو اشجار است قلع شجرهء عناد و فساد غز نمايند ، درين اتفاق از در حصار غز برخاستند و روى به جانب ريقان نهاد ، و از عقبهء زرناق به جيرفت شد . و غز دانستند كه ايشانرا با اين لشكر تاب مقاومت نيست ، سپر
هامش
( 1 ) - خرجند ( با ضم اول و سوم ) و ظاهرا خورجند ( هورجند ) ، نام آباديى است بين راه چتر و دو كرمان و امروز معدن ذغال سنگ آن از معروفترين و با صرفهترين معادن است و رگهء آن بىنظير است . در باب زغال سنگ اين ناحيه ، مقالتى در شماره اول و دوم و سوم ( سال 1336 ) هفتواد بچاپ رسيده است .
( 2 ) - خبيص ، همان شهداد است ، ياقوت گويد كه خبيص در اصل هبيج بوده است .
( 3 ) - ظاهرا 588 خراجى ، برابر 595 هلالى ( ؟ )
( 4 ) - در اصل : حصار خواهران ، ولى گمان ميرود حصار سه خواهران باشد كه در سطور بعد نيز از آن نام برده است .