تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
باز خراسان گردانيد ، چه پدرش ملك خان ، سى پارهء عمر ختم كرد . « 1 » اتابك ميان مقام و رجوع متردد شد و به رخصت حضرت بخواست كه معاودت كند ، در شهر آمد ، شحنهء بم رفته بود و شحنهء بردسير در شهر حاضر ، و شوكتى تمام و لشكرى وافر مجتمع ، و اگر ميان حشم خوارزم و اهل زوزن عقد موافقت منتظم ميشد دفع معرّت غز و قطع مضرت ايشان ميسر بود ، اما « بدر بن اتليت » سر معاضدت اتابك نصرة نداشت ، وفات خداوندگار خود را « 2 » بهانه كرده روى باز خراسان نهاد . و چون مواد ذخاير شهر روى به تراجع آورد ، ترك شحنهء بردسير نيز به علت عدم علوفه راه گريز پيش گرفت ، و شهر بردسير در دست اتابك نصرة الدين بماند . و در بردسير باستظهار لشكر خراسان زرعى تمام كرده بودند ، و عمارتى به مراد رفته . و چون كار بردسير و مدافعت غز طوق گردن اتابك شد ، دانست كه بىمزيد « 3 » مددى و اضافت قوّتى آن كار ميسر نگردد ، و كدخداى خويش خواجه رضى را نامزد حضرت خوارزم فرمود ، و عجمشاه را از بم حاضر آورد ، و در صحبت خواجه رضى ، پنجم ماه جمادى الاخر سنهء 593 هجرى به خدمت فرستاد .

گفتار در ذكر آمدن ملك زيرك در ميان غز به ملكى ، و قتل او ، و رياست الب ارسلان

چون فرخشاه غز را از شهر بيرون كرد ، و غز از پادشاه و سردار نوميد شد ، كس فرستادند به غور ، و امير زيرك بلجك را آورد ، و اسم ملكى به روى نهاد . و او بيچارهء عاجزى بود : نه حشمى داشت و نه مالى . در تابستان سنهء 586 خراجى « 4 »
هامش
( 1 ) - سى پاره عبارت از جزوه‌هاى قرآن بود كه هرجزء را جداگانه نوشته و صحافى كرده و در مجالس ختم مىنهادند و هركس وارد ميشد براى شادى روح مرحوم جزئى به او ميدادند و قرائت ميكرد . درينجا « سى پارهء عمر ختم كردن » كنايه از پايان يافتن عمر است . چنان كه در حواشى قبل گفتيم ، مرگ هندو خان را ابن اثير در 593 هلالى ذكر كرده است . ( 2 ) - يعنى مرك ملك خان پسر خوارزمشاه را ( 3 ) - در اصل . بمزيد ( 4 ) - برابر 593 هلالى ( ؟ )