گفتار در ذكر توجه هندو خان بن ملك خان ابن تكش خان خوارزمشاه و اتابك نصرة الدين شاه غازى به كرمان و مراجعت كردن هندو خان بوسيلهء فوت پدرش از راه و وصول اتابك به بردسير
چون خوارزمشاه را شهر بردسير مسلم شد و تردّد امراء و معارف حضرت متصل ، ملك خان پسر خوارزمشاه - كه در نيشابور بود - پسر مهين خود هندو خان [ را ] با لشكرى تمام نامزد كرمان فرمود ، و امير نصرة - پسر محمد انر - كه در امارت ولايت زوزن و آن حدود لشكرى تمام و اسپان با نظام و استمرار كارى با وفق مرام داشت و در اول نهضت اسم اتابكى ارسلان خان بر وى ، بر قاعدهء معهود او را به رسم اتابكى از مركز عزّ و مقر دولت ، اشخاص « 1 » فرمود و در خدمت هندو خان روانه كرد .
هندو خان با حشم و وزير جلال الوزراء جمال الدين بر سمت طبس حركت فرمود . و امير نصرة و ملك زوزن خواجه رضى كه كدخداى او بود در ركاب او بر صوب تون به زقوقان « 2 » رسيد تا بسر حد كرمان التقا كند .
نصرة اتابك به راور و سر حد كرمان نزول كرد « 3 » ، و اثر طلوع رايات پادشاه ظاهر نشد ، از راور به زرند آمد و چند روز توقف نمود - و ظهور اعلام منصور هم متراخى بود - در نوروز سنهء 587 خراجى « 4 » در بردسير رسيد ، و بر صحرا بر انتظار وصول خبر پادشاه نزول فرمود . و بعد از دو سه روز خبر رسيد كه هندو خان عنان
هامش
( 1 ) - اشخاص ( با كسر اول ) برانگيختن و روانه داشتن ،
( 2 ) - در اصل : بر قانون ، و هوتسما به زنوقان اصلاح كرده است .
( 3 ) - پس از آنكه فرخشاه روى بدربار خوارزم برد ؛ ظاهرا خوارزمشاه متوجه شد كه ميتواند كرمان را تسخير كند ، و درين وقت بقول افضل كرمان : بعد اللتيا و التى ، نصرة الدين اتابك پسر محمد انر به كرمان رسيد ، و مدبر كار او رضى الدين ابو بكر بن على [ نيشابورى ] خواجهاى مستجمع آلات سرورى ، . . . بود . ( المضاف ص 6 )
( 4 ) - برابر با 593 هلالى ( ؟ )