تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
بر در بردسير به حشم پيوست . و در سنهء 587 چون غز باز در بردسير آمد ، از نزول حوالى حصار و قرب شهر احتراز نمودند و بر دو فرسنگى شهر فرود آمد . يكنوبت جرأت نمودند ، و به حوالى شهر آمدند ، و اتابك از شهر بيرون شده شخصى از معارف غز كشته شد ، و چند سر اسب در شهر آورد ، و غز مقهور و مغلوب باز گرديد ، و ديگر قصد حصار نكرد ، و بر جانب بافت و سيرجان بيرون رفت . از جهت آنكه مقيمان حصار بافت را مادهء ذخيره به آخر رسيده بود و حصار فرو گذاشته ، حصار را فرو گرفتند . و در نصب شحنه و كونوال ، ميان زيرك و الب ارسلان مناقشتى رفت كه هريكى ميگفت كه از جهت من باشد . و چون اين ضبط و احتياط موجب نزاع شد ، بر ترك حصار بىكوتوال و شحنه اجماع كردند . و ميان زيرك و الب ارسلان مرجل « 1 » حقد به جوش آمد ، و از بافت روى باز بردسير نهادند ، و الب ارسلان بر عادت قديم و سنّت مألوف و طريقت مسلوك انتهاز فرصت ميجست بر قتل زيرك ، تا در خنّاب دست يافت ، و آن نازيرك را به درك الاسفل فرستاد .

بيت :

اى دوست ترا هميشه اين عادت و خوست * از غم بكشى هركه ترا دارد دوست
پس حشم بر تقّدم الب ارسلان اتفاق نمود ، و افسر پادشاهى بر سر او نهاد ، و كمر اطاعت او بر ميان بست ، و باز در بردسير آمد ، و صيفى خورد ، و يك نوبت ديگر خود را بر محك محاربت زد ، و به در شهر آمد . اتابك با شوكتى تمام و ابهتى بكام بيرون شد و حصل « 2 » مقايست برد ، و اميرى بزرگ از اقارب ملك دينار را گرفت و در شهر آورد . و غز را بدين كوب « 3 » بال اقبال شكسته شد ، و برخاست ، و بر صوب
هامش
( 1 ) - مرجل ( با كسر ميم ) ديگ بزرگ و كماجدان . ( 2 ) - حصل ( با دو فتح ) آنچه گرد آيد از غله پس از كوفتن و باد دادن ، باصطلاح محلى : داغ گندم . ( 3 ) - اگر كلمه درست ضبط شده باشد بهترين اصطلاحى است كه در برابر ضربهCoupميتوان به كار برد .