تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
و عجمشاه را در سراى يكى از ائمه محبوس داشت و با غز سپر مقاتلت و تيغ مجادلت برگرفتند . و سكه و خطبهء ولايت بنام خوارزمشاه كردند . چون غز از در بردسير برخاست و به جانب بم شد ، امير حيدر - كه در كوبنان بود - در استمداد حضرت خوارزم سعى بسيار نمود و رسل و قواصد متصل و متواصل داشته ، انتقال باز دار الملك بردسير كرد ، و در شهر شوكتى ظاهر شد .

گفتار در آمدن قاضى كرمان از حضرت خوارزم با دو امير يكى باسم شحنگى بردسير و ديگرى به شحنگى بم

بر اثر امير حيدر ، دو امير از حضرت خراسان دررسيدند : يكى به رسم شحنگى بردسير ، و يكى باسم شحنگى بم ، و قاضى كرمان مصاحب ايشان . و در شهر ميان تركان [ و ] سرهنگان خلاف « 1 » خلاف سبز و تر شد ، و ثمرهء او هلاك عمر زاوه‌اى « 2 » بود - كه يكى از سرهنگان ثلثه مقدم بود - و از اين جهت ديگر بار از تنور فتنه ، طوفان وحشت حادث شد . « 3 » و مباشر قتل او غزى بود از خيول شمس الدين طوطى ، و در شهر ، ترك و رعيت و سرهنگ بهم برآمد ، و غوغاى عظيم برخاست . و به حضور ائمه و قضات احتياج افتاد ، و قرار بر آن گرفت كه قاتل او را - مير زكريا - كه محبوس بود به طفيل او هلاك كردند و قصاص فرمود . پس از حضرت خراسان « 4 » ، امير بدر الدين شحنهء طبس ، با كوكبهء تمام رسيد ، و كار سرهنگى در پاى افتاد ، و بازار رجاله شكسته شد ، و دو سرهنگ سردار كه از جمله رفقاى اربعه برجاى مانده بودند يكى رغبت به خدمت خراسان نمود و در صحبت امير اهليت « 5 » رفت .
هامش
( 1 ) - خلاف : بيد ، بيد سپيد ، ( 2 ) - در اصل : عمر زادى . ( 3 ) - اشاره است به طوفان نوح كه به تصريح قرآن كريم ، شروع آن از تنور پيرزالى بود : قد فار التنور . . . ( 4 ) - يعنى از دربار خوارزمشاه . ( 5 ) - كذا فى الاصل ، در صفحات بعد نام اميرى به صورت : بدر بن اتليت ( ؟ ) آمده است ،