تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩

گفتار در التجاء فرخشاه به حضرت خوارزم ، و توجه ارسلان خان سبط خوارزمشاه به جانب كرمان ، و فوت فرخشاه در كرمان ، و مراجعت ارسلان خان بوسيلهء فوت فرخشاه ، و گرفتن غز سر بيابان از زنوقان

ملك فرخشاه در به دو جلوس بر تخت از جهت نفرت غز و وسيلت معرفتى كه در حضرت خوارزم داشت - چه پدر او را وقتى به نواء به حضرت خوارزم فرستاده بود - نيت بر استمداد حضرت خوارزم مقصور گردانيده قواصد گسيل فرمود و كتب خدمات مشتمل بر ايثار ولايت و عرض خطبه و سكّه فرستاد . چون مدت اغاثت متراخى شد و كار فرّخشاه در تزلزل افتاد ، سرهنگان ، قاضى ولايت را به رسالت حضرت خوارزم فرستادند و به راهى مجهول روانه كرد . چون حاكم ولايت صدرى مذكور بود بدين تجشم نموده آمد « 1 » . خوارزم - شاه ، « 2 » اكرام مقدم او را ، سبط خويش ارسلان خان « 3 » [ را ] با لشكرى تمام گرد نامزد كرمان فرمود ، تا زنوقان ، كه سرحدّ بيابيان است ، آمد . در صميم تموز در ماه خرداد سنهء 586 خراجى موافق شهور سنهء 592 « 4 » فرخشاه را تجرع مرارت غصه مضاف حرارت مداومت شراب شد و جگرش به زيان آمد ، و از جفاهاى سرهنگان بازرست .

بيت :

اين نيست عجب كه مىدهم جان ز غمت * گر زنده بمانم ز غمت آن عجبست
هامش
( 1 ) - در اصل : نموده‌اند . ( 2 ) - علاء الدين تكش ( متوفى 19 رمضان 596 - حكومت مستقل از 589 ) ( 3 ) - در باب ارسلان خان بن ملك خان بن تكش ، رجوع شود به جهانگشاى جوينى ج 2 ، ص 36 ( 4 ) - درينجا ، فرق ميان سنهء هلالى و خراجى شش سال شده است و يا بايد سنهء 585 خراجى باشد و يا 593 هلالى ، و چون در صفحات بعد گفتگو از حوادثى است كه در سال 593 هلالى روى داده ( مثل مرگ ملك خان . . . ) ، قاعدة اين وقايع بايد مربوط به 592 بوده باشد ، يعنى 585 خراجى . مگر اينكه تصور كنيم درينجا ، اختلاف سال شمسى و قمرى موجب شده باشد كه وقايع اين ماه از سال 586 خراجى با وقايع ماه‌هاى اواخر سال 592 هلالى مطابقت پيدا كند .