تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
انّ الشباب و الفراغ و الجدة * مفسدة للمرء ، اىّ مفسدة « 1 »
و در خزانه باز نهاد ، و پنجهء تبذير بگشاد ، و آن مالها كه ملك دينار ، دينار دينار ، به صد هزار خون جگر جمع كرده « 2 » ، با اهل و نااهل ميداد :
يعطى و يمنع لا بخلا و لا كرما « 3 » * قد يجمع المال غير آكله و يأكل المال غير من جمعه « 4 »
و از خواص ندماء او ، سعد الزمان منجم مستوفى پدرش ، و امين الدين ابو الخير خازن - شوهر دايه‌اش . و امير عز الدين زكريا [ با ] غز در بافت بود ، رغبت خدمت ملك نمود ، و به شهر آمد ، و فرخشاه از امراء غز او را تمكين كرده ، اسم اتابكى بر وى نهاده ، چند سرهنگ كه برگزيده و بركشيدهء پدرش بودند همواره در خدمت او حاضر ، و از جملهء سرهنگان چهار شخص در پيش افتادند ، و پاى بر درجات ترقى نهاد ، و سينهء رعونت بفراشت . و ديگر سرهنگان خراسانى را به مال ملك دينار در تحت حكم خويش آورد ، و از عوام و ارذال و رنود و ابطال شهر ، جمعيتى كثيف را ، شمشير بر ميان بستند ، و آهنى به دست دادند ، و ازو سرهنگى برساختند ! و كار سرهنگى در شهر رونق گرفت . و تركان كرمان و خراسان چون غلبه و تظافر ايشان ديدند در ساختند ، همه همدم و همقدم شدند ، و بر فرخشاه تحكّم ميكردند ، و در مطالبت مال مبالغت مينمودند .
هامش
( 1 ) - همانا كه شراب و آسايش خاطر و ثروتمندى براى آدمى مفسده‌اى است و آن نيز چگونه مفسده‌اى ! ( 2 ) - و ملك دينار در باب زر بر مادر و فرزند خويش رحمت نكردى و از قول او گفته‌اند كه : اگر من درستى زر در پيشانى پسر خويش بينم ، پيشانى او بشكافم و زر بيرون آرم . ( المضاف ص 5 ) ( 3 ) - مىبخشد و خست مىكند ، نه از روى بخل و نه از جهت بخشندگى ( بى جا مىبخشد و بى جا خست دارد . ) ( 4 ) - همانا ، مال و خواسته را كسى جمع مىكند كه خورندهء آن نيست ، چنان كه همان مال را كسى مىخورد كه آن را گرد نياورده است ، و بقول يزديها ، « قصور سر سفره ، نياز سگ و گربه »
تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 187 | محمد ابراهيم باستانى پاريزى / محمد بن ابراهيم