تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
زر بفرستاد ، و ملك دينار خواجه جمال را بدرقهء قافله به هرموز فرستاد ، و حشم نصب « 1 » زر فرستادند ، ملك زر برگرفت و از جيرفت به دو شبانروز به بردسير آمد ، حشم از غضب به هرموز شدند و شتران قافلهء عراق بزد . - و ديگر نوبت بر در سيرجان « 2 » غلو كردند و قصد ملك و اصحاب قلم پيوستند ، و به انواع احتيال از آن ورطه جست . - و سيوم نوبت ، آنجا دست تغلّب برآوردند و پاى تسلط پيش نهاد ، تا آن معاملت كه باقر اغر و محمد پدر ملك دينار ، و غيرهما ، كرده‌اند با اين نيز كنند ، و غرنبهء « 3 » داشت و به سكون نميتوانست آمد . و ملك دينار پادشاهى بود حيول ، ايشان را به لطف و وعدهء مراعات تسكين فرمود ، و هم شبى برخاست و خزانه برگرفت ، و به دو روز به جيرفت آمد ، و از جيرفت خزانه را به بم فرستاد ! چون حشم به جيرفت رسيد ، ملك عزم بردسير كرد ، و حق تعالى او را از حبايل مكر و غدر ايشان خلاص داد .
هامش
( 1 ) - جمع نصيب ، سهم و بهره . ( 2 ) - ظاهرا دروازه‌اى بوده است در جانب غربى شهر كرمان بنام دروازهء سيرجان ، كه راه به طرف سيرجان ميرفته است ، نه اينكه مقصود دروازه‌اى در شهر سيرجان باشد و توطئه در سيرجان اتفاق افتاده باشد . ( 3 ) - ( با ضم غ و راء ) بانگ و فرياد و شور و خروش . ( برهان قاطع )