تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣

ملاقات ملك دينار با حاكم قيس

ملك دينار چون به گرمسير رسيد ، دانست كه « فى الحركة البركة » ، « 1 » رسول خويش فرستاد و ميعاد ملاقات معين گردانيد و به ناحيت بر غربى هرموز - كه آن را « خورابراهمى » گويند - آنجا ميقات تلاقى ساختند ، و ملك قيس دزورق به لجهء دريا برآمد تا به نزديكى ساحل ، و ملك دينار اسب در آب راند تا آنجا كه آب به ركاب رسيد و به قدر يك آماج ، يك ديگر را سلام كردند ، و پرسش نمودند ، و سخن گفتند . پس ملك قيس از لطايف اقمشهء دريائى ، و طرايف امتعهء هند بارى ، و آلات مجالس ، و اوانى زر و سيم ، و لآلى ثمين ، و نقود مختلف ، و فرش و طرح و خيمه بر ترتيب خزانه و اصطبل و فرّاشخانه و مطبخ و غيره ، همه را اسباب ملكى نو و كدخدائى تازه فرستاد ، و يك پارهء خز مضاعف و يك خانهء سياه و يك خانهء سرخ « 2 » ، و خدمتهاء شگرف كرد . و هديهاء عجب فرستاد ، و خواص و حرم سراى را هريكى عليحده نقدى فرستاد ، و تحفه‌اى لايق داد ، و تشريف شگرف فرمود . اتفاق اين التقا در شهر صفر سنهء 589 هجرى افتاد . پس چون از هرموز مال قرار بگزاردند ملك روى باز بردسير نهاد ، و ملك قيس را بر ساز « 3 » طمع ، ابريشم اميد گسسته شد .

توطئهء عليه ملك دينار

و حشم غز را چون چشم بر نعمت هنى « 4 » و مرتب سنى افتاد كه ملك دينار را بىشاقّهء كلفت و كوششى عفوا صفوا بدست آمد - چنان كه عادت معهود و سنّت مألوف غز است در قتل ملوك - سخن در مجمجه افكندند و آواز در همهمه . و ملك دينار بر حركات سخط و رضاء قوم خويش واقف بود و در ميان ايشان زندگانى به جادوئى ميكرد - چه در كرمان به چند نوبت بر قتل او متفق شدند : - يك نوبت در جيرفت اول سال ملك ملك دينار كه قافلهء عراق دو هزار دينار
هامش
( 1 ) - در حركت بركت است . ( 2 ) - ظاهر مقصود چادر ، يعنى سياه چادر و خيمه بوده است . ( 3 ) - در اصل : نياز طمع . ( 4 ) - در اصل : شتى .
تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 183 | محمد ابراهيم باستانى پاريزى / محمد بن ابراهيم