تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
آورد ، و حكم تأديب و تحريك - از غارت غله و استخراج اموال مصادره - تقديم فرمود ، و به خاينان امان داده رايات منصوره ، به بشارت « نصر من اللّه و فتح قريب » ، باز بردسير خراميد . و در رجب سنهء 585 ، روزى در اثناء عشرت و مجلس لهو ، با ندماء حاضر گفت : - « مدتى شد تا خواجه جمال محبوس است ، و با كمال اجمال و احسان او با مردم ، هيچكس قدم در راه تخليص او نمىنهد و زبان شفاعت نميگشايد ، اگر من به واسطت رحمت و شفاعت كرم خويش او را خلاص دهم مرا چگوئيد ؟ » ندماء جمله در سجود و خدمت افتادند و عذر سكوت ، هيبت بارگاه جلال ، نهادند . پس بفرمود تا او را حاضر كردند ، و بنواخت ، و تفويض منصب وزارت و وكيل درى مخصوص داشت ، اما املاك و ضياع او را بازنداد و به خاص گرفت .

گفتار در متابعت كردن عماد الدين مغونى ، و رفتن ملك دينار به جيرفت ، و از آنجا نهضت جانب هرموز كردن ، و تسخير قلعهء منوجان

عماد الدين مغونى كه شحنهء جيرفت بود بعد از تمرد بسيار و چند نوبت محاربه با ملك و حشم ، از خواب غفلت برآمد و به چشم انباه راه رشاد و سداد بديد و قصّهء حال خويش بر ملك عرض داد ، و انهاء كرد كه : « ولايت هرموز « 1 » هميشه همواره در اعمال جيرفت معدود بوده است ، و امير لشكرى كه والى ساحل بود و آباء او ، نائب و گماشتهء اسلاف ما ، و قلاع
هامش
( 1 ) - هرموز ، نام بندرى بوده است در كنار درياى عمان ، در مغرب ميناب و برابر جزيرهء هرمز و قشم كه بسيار آبادان بود و ظاهرا در محل همين آبادى امروزى كه شاه بندر خوانده مىشود قرار داشته است . حدود العالم گويد : « بر نيم فرسنگى درياى اعظم است ، جاى سخت گرم است و بارگه ( پيش بندر ) كرمان است » . ملوك قلهاتى هرموز در قرن هفتم هجرى در تاريخ ايران شهرتى داشته‌اند . ظاهرا بعد از مهاجرت مردم آن به جزيرهء هرمز ، نام شهر به اين جزيره داده شده است . رجوع شود به ملاحظات آخر سمط العلى بقلم مرحوم اقبال آشتيانى ص 126 و 128 و مقالهء نگارنده در نشريهء فرهنگ كرمان ( 1333 ) ،
تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 175 | محمد ابراهيم باستانى پاريزى / محمد بن ابراهيم