تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
خواجه جمال وزير را چند زخم رسيده بود و مجروح شده ، روزى چند در راور بماند « 1 » . و ملك رايت فتح افراشته و تخم رعب در زمين دل خصم كاشته ، باز به دار الملك آمد ، و اتفاق را جمال الدين امير حيدر ، اميرى معروف با دويست سوار و پياده ، از طبس سوداى ولاى ملك دينار پخت و هواء خدمت او نمود و در اين تاريخ به راور رسيد ، خواجه جمال در صحبت او با شوكتى تمام و شكوهى وافر در محفه باز بردسير آمد . و حشم غز چون از اين فتح آگاه شدند همه دنبال تبصبص بجنبانيدند و عذر تقاعد خدمت نهاد .

گفتار در نهضت رايات محمد شاه از فارس به بم ، و موافقت سابقعلى با وى ، و فرستادن لشكر به خبيص ، و گرفتن خبيص ، و توجه اعلام دينارى به طرف بم بر عزم استيصال محمد شاه و سابقعلى

چون ملك محمد شاه از فارس نوميد شد ، باز حدود كرمان آمد . و چون دار الملك به تصرف ملك دينار در آمده بود ، عزم بم كرد . و سابقعلى حقوق انعام پدرش را رعايت كرد و شرايط خدمتكارى به تقديم رسانيد و به وجود و حضور او استظهار نموده - بعد از اظهار يگانگى با ملك دينار و تمهيد قواعد متابعت ، آداب موافقت تيره گردانيد و آتش مخالفت برافروخت و ساغر مطاوعت بر خاك افكند و نامهء ميثاق به باد داد - چند سرهنگ را فرستاد و خبيص را فرو گرفت . ملك دينار در صميم زمستان قصد بم كرد و چند روز مقام فرمود پس از آنجا به در خبيص آمد تا آن شرذمهء اوباش را مالش دهد . چون از جهت زحمت حشم و قلت علوفات ، مقام خبيص متعذر بود ، امير شمس الدين تتار را بر در خبيص نصب فرمود با فوجى حشم ، و خود انتقال باز در بم كرد . چون كار بر اهل بم دشوار شد از در خشوع درآمدند و وضع صلح كردند بر
هامش
( 1 ) - در اصل : نماند