تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
به غز ميفرستاد در سر رشوه به امير سيف الدين الب ارسلان كه مطاع حشم بود . از اين جهت غز در كوبنان هيچ خرابى نكرد . و چون خوارزمشاه تاختن به سر ملك دينار آورد [ و ] او را از حدود گرگان بتاخت ، مجاهد به نور فراست ، خاتمهء احوال تقرير و تصوير كرد و هميشه [ ميگفت ] ملك دينار بكرمان آيد . مردم ميگفتند : او در نيشابور « 1 » متمكن شد و داماد ملك طغانشاه است « 2 » كى هواء كرمان كند ؟ گفت : - اگر عمر بود ، ملك دينار را بر تخت دار الملك ببينيد ! و خود در مقام ملك دينار به گرگان قاصد خويش دو كرّت به خدمت او فرستاده بود و معاقد معرفت مؤكد گردانيده . « 3 » چون اتفاق وصول رايت ملك دينار افتاد به حدود كوبنان ، مجاهد به جوار حق پيوست ، و او را پدرى پير و چند پسر مانده بود . ملك دينار بر وفات او توجّع نمود ، و پيوسته ميفرمود كه در كرمان جز او عاقلى نبوده است : از مسافت سيصد فرسنگ با من مبانى مودت محكم ميكرد ، و ديگر مقدمان كرمان ؛
هامش
( 1 ) - يعنى ملك دينار ، كه در 577 نيشابور را گرفته بود . ( 2 ) - ظاهرا خواهر ملك طغانشاه دختر ملك مؤيد زن او بوده است . ( حواشى تاريخ كرمان مصحح نگارنده ص 129 ) ( 3 ) - ظاهرا آمدن ملك دينار به كرمان بدعوت عده‌اى از مردم كرمان صورت گرفته و علاوه بر آنكه در متن همين تاريخ اشاره شده بود كه سابقعلى حاكم بم متهم به دعوت غزها به كرمان بوده است ، در عقد العلى نيز از دعوت مجاهد كوهبنانى صحبت به ميان آمده است بدين ترتيب : « چون سال احدى و ثمانين هلالى درآمد ، قريب هفت سال بود كه حشم فراغز به كرمان رسيده بود و جملهء جروم كرمان را در دست گرفته و عمارت كرده و صرود معطل و خراب مانده ، . . . اهل تميز . . . از حق تعالى سرعت فرج مىخواستند ؛ . . . امير عالم مجاهد الدين كوبنانى از جملهء اهل كرمان عاقلتر بود كه به ديدهء بصيرت و نظر فراست ديده بود كه استعداد و استقلال ملك كرمان كه دارد ، و بارها با من ( افضل كرمانى ) گفته كه اين كار آن پادشاه را نهاده‌اند كه مقدمهء لشكر او هشت سال است كه مقام گرفته است . . . به حكم اين استبصار سه نوبت قاصد خويش به حدود گرگان فرستاد . . . در ماه رمضان سنهء احدى و ثمانين ( 581 ) خبر به كوبنان رسيد كه عزايم منصورهء عماد الدين [ ملك دينار ] بر صوب كرمان مقصور است . . . امير مجاهد الدين در آيينهء غيب به شش سال از پيش ، نقش و صورت اين روز ديده بود ، ( عقد العلى ص 19 ) .
تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 165 | محمد ابراهيم باستانى پاريزى / محمد بن ابراهيم