تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
به تفاريق اكثر را به دوزخ فرستاده ، و امير زكريا و ديگر امراء به اختيار خويش به وى پيوسته . چون سنهء 582 هلالى درآمد ، عزم بردسير كرد و حشم غز را از جيرفت استدعا فرموده به راه بم بيرون آمدند ، و از دو سردار حشم : صمصام به سجن سجين شده بود ، بلاق با حشم در منزل « نىبيد » « 1 » به خدمت ملك پيوست ، و به در بردسير آمد . و كار شهر از رسيدن ملك اگرچه دشوار بود دشوارتر شد ، و رشتهء بلا دو تا . و ملك دينار از پس پردهء رجوليّت لعبهاء كوشش بيرون ميآورد كه اهل شهر را غريب مينمود و امثال آن مشاهده نكرده بودند .

گفتار در آمدن خواجه جمال گريدى از كوبنان به خدمت ملك دينار

خواجه جمال گريدى ، كه ذكر او در آمدن اتابك محمد از خبيص بكرمان شده ، چون به وسيلهء منافست و مناقشت و منازعت ناصر الدين كمال كدخداى اتابك محمد از خدمت اتابك مهاجرت كرده به كوبنان شد ، آنجا ميبود تا خبر آمدن ملك دينار به در بردسير استماع نمود ، عزم خدمت ملك كرد و به وى پيوست . ملك او را منصب نيابت و وكيل درى ارزانى داشت ، و بازوى ملك دينار به ورود او قوى شد ، و رايهاء سودمند زد ، و تدبيرهاء صايب پيش او نهاد . و از جملهء رايهاى صايب او يكى آن بود كه حصار زرند عمارت كرد ، و مقام خويش آنجا برد ، و غله‌اى كه ديد ذخيره كرد ، و راه خراسان و يزد و عراق كه بردسير را گشاده بود بسته شد ، و مقصد تجارت دار الملك با زرند افتاد . اهل شهر بردسير را هيچ لقمه‌اى ازين گلوگيرتر نيامد ، و اعيان شهر روى به زرند نهادند ، چه خواجه جمال در كرمان بسيار مقام كرده بود و مردم عادت مروت و خلق فتوت و دستگيرى و اعانت او ميدانستند ، و او در حصار زرند خوان كرم نهاد و دست سخا گشاد ، و هركس كه به وى رسيد او را غريق انعام و رهين اكرام
هامش
( 1 ) - نىبيد ، نام آباديى است درست ميان بم و كرمان ، منازل بين كرمان تا بم عبارت است از ماهان ، دو راهى راين ، سينه جانان ، نىبيد ، تهرود ، اوارق ، دارزين خواجه عسكر ، بم .