چند شهر معظم را كلاته كرده ، آيت «
وَ لَنْ تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً »
« 1 » طراز دولت ايشانست و رمز
« كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً »
« 2 » سرّ خاتمت ايشان ، بر سنّت
« فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ »
« 3 » بر در ريقان « 4 » خود را از قلزم هلاك و گرداب وحشت مصاحبت و مرافقت ايشان در زورق خلاص و سفينهء نجات افكند و در حصار ريقان شد . چون غزّ از در ريقان برخاست ، به راه بيابان در خبيص پاى باز كرد .
سوار و پيادهء شهر چون از رسيدن اتابك به خبيص با خبر شدند قفص حبس بشكستند و از مضايق قحط بيرون جستند و روى به خبيص نهاد .
چون شهر خالى شد و پهلوى شوكت اتابك قوى ، طريقى بيرون از صلح و ساختن نماند . خواجه جمال گريدى كه از گريد « 5 » طبس بود و مردى كريم منعم ، از شهر بردسير به رسالت نزد اتابك محمد به خبيص فرستادند ، و ملك و اتابك تذكر عهد قديم كردند ، و به تازگى نطاق وفاق به تأكيد ميثاق بر ميان جان بستند .
و اتابك در شهور سنهء 574 خراجى موافق با سنهء 581 هلالى ، با جمعى كه به وى پيوسته بودند ، در شهر آمد . و اگرچه در شهر آفت قحط و غلا به مخافت هلك و فنا موصول بود ، به طلوع هلال رايت اتابكى ، تباشير صبح صلاح روى نمود و تقاتل و تخاصم از ميان برخاست ، و بر مدافعت غز يكدل و يكدم شدند .
هامش
( 1 ) - آيه 19 از سورهء كهف ، و تمام آيه اينست :« إِنَّهُمْ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ يَرْجُمُوكُمْ أَوْ يُعِيدُوكُمْ فِي مِلَّتِهِمْ وَ لَنْ تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً »اگر اهل شهر قادر شوند بر شما سنگسار كنند شما را و برگردانند شما را در مذهب خود ، ديگر هرگز رستگار نشويد .
( 2 ) - كنتم قوما بورا ، قسمتى از آيهء 11 از سورهء فتح : و شما گروهى هلاك شدهايد .
( 3 ) - قسمتى از آيهء 21 از سورهء شعراء : پس فرار كردم ، چون ترسيدم از شما .
( 4 ) - ريقان ، همان ريگان است كه دهى است از دهستانهاى بخش فهرج بم - و بعد از محمد آباد ، و حدود يكصد و پنجاه خانوار جمعيت دارد ، نخستين آبادى مرز بلوچستان و بم است و بعد از آن آبادى چاه ملك قرار دارد .
( سفرنامهء بلوچستان و كرمان ، ص 12 )
( 5 ) - آبادى معروف بنام گريد در طبس نيست و ظاهرا همان كرند است از قراى طبس .
( حاشيهء مرحوم اقبال بر المضاف ) .