تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
از حديقهء حدقه برميكشيدند ، تا كسوت وزارت از شرف الدين خلع كردند و در قوام الدين پوشيد ، و تركان در استحبا و ابقا و اهلاك و افناء هركس كه ميخواستند ، بىزجر زاجرى و منع مانعى ، تصرف ميكردند : - - مجد الدين محمود پسر ناصح الدين بو البركات را مگر در صرّهء ثروت در مىديدند ، او را كشتند و اسباب خانه برد ، - و مخلص الدين مسعود كه اختصاص قربت و اخلاص خدمت پادشاه مينمود ، دور جور به وى رسيد و او را هم پاره كردند و به مطبخ آخرت فرستاد ، - و مشتى رعيت بيچاره كه از بيدرمانى و ناايمنى راه و عدم كرايه در مضايق اضطرار مانده بودند ، همه روز در شكنجهء مطالبت بودند و همه شب بر دريچهء پاسبانى !

گفتار در رفتن محمد شاه به جانب بم ، و اراده غدر كردن با سابق على ، و بهزيمت با سابقعلى بگواشير عود نمودن

چون در سنهء 573 خراجى موافق سنهء 580 هجرى در بردسير قحطى عظيم حادث شد ، و آب بينوائى به لب رسيد ، وزير قوام الدين زرندى و تركان متفق شدند و تقرير كردند كه روزى چند به جانب بم بايد شد به مهمانى سابقعلى : كه سابق على ، اگرچه بر ولايت بم مستولى است ، آخر چون پادشاه وقت و صاحب حق ولايت به وى رسد ، مراسم خدمت فرو نگذارد و حق نعمت ملك بهرامشاه را رعايت كند . برين تقرير عزم بم كردند ؛ و چون رسيدند ، سابق على بشاشت كريمانه نمود و در موقف عبوديت بايستاد ، و مجهود طاقت در ميزبانى بذل كرد ، و پادشاه را مفرد و لشكر را جدا ، شرط انزال بجاى آورد ، و مواجب همه معيّن و مبيّن گردانيد . چون روزى چند در رياض آن نعمت چريدند و احشاء پالوده را به الوان مطاعم و حلاوه و پالوده آلوده كردند ! بر مقتضاى « گرسنه چون سير شود رگ فضول در وى بجنبد ، » و فرمودهء « نعوذ باللّه من الكريم اذا جاع و من اللئيم اذا شبع » « 1 » ، تركان مكّار غدّار خونخوار نابكار سفاك بىباك ناپاك هتاك ، چون رواج كار سابق
هامش
( 1 ) - پناه مىبرم بر خداوند ، از كريم و بزرگمرد اگر گرسنه شود و از لئيم و پست - فطرت ، چون سير شود .