گفتار در ذكر كشته شدن ملك تورانشاه بر دست ظافر محمد اميرك ، و بر تخت نشاندن محمد شاه بن بهرامشاه
چون اتابك محمد به كرمان بازآمد . ظافر محمد اميرك به وى پيوست - و اين ظافر محمد اميرك آنست كه در خدمت ايبك بود ، و ذكر او سابق است ، و اسلاف او خود داغ عبوديت آن دولت داشتند - اما اصل بد ، او را به رعايت حقوق نميگذاشت .
اتابك از مشيز او را به نيابت خود در شهر فرستاد . چون ظافر در شهر آمد ، دكان فضول بيار است و بضايع اكاذيب برطبق عرض نهاد . و چون عرصهء ملك از طبقات صدور و امراء خالى بود ، اوباشى دو سه در پىاش افتاد و حل و عقد و توليت و عزل درون شهر به دست فروگرفته ، طافر ايشان را در آن كارفرمايى « 1 » فاتحهء استحسان ميخواند و ايشان « ان يكاد » استعظام بر وى ميدميدند و در خفيه بناى فتنهء معظم و اساس حادثهء منكر مىنهادند ، و ملك تورانشاه بيچاره از آن غافل .
روز هرمز ماه « 2 » تير سنهء 572 خراجى موافق سنهء 579 هجرى ، على الصباح ، ظافر با چند سرهنگ و بطال به در حجرهء ملك شد و بىرخصت و استجازه در سراى حرم آمد - و تورانشاه خود رنجور [ بود ] و به علت نقرس مبتلا - حجاب حرمت برداشت و برقع حيا از رو برگرفت و آن مسكين رنجور را پارهپاره كرد ، و محمد شاه بن بهرامشاه را از قلعه به زير آورد و بر جاى وى بنشاند و گردن رفاعت بفراشت ، و بر وجه امتنان با اهل شهر ميگفت كه : « نيم مردهء ظالم مكار غدّار را برداشتم ، و پادشاهى جوان بخت عادل نشاندم » .
و محمد شاه با آنكه كودك بود و از محبس قلعه به مجلس سرير ملك رسيده ، به
هامش
( 1 ) - در بدايع و در متن هردو قرآيتى ؟ به نظر حقير در اصل كارفرمايى بوده است و به تصحيف و تحريف به اين صورت درآمده است .
( 2 ) - روز هرمز ماه تير ، تقويم پيش از اسلام براساس اين بود كه بجاى هفته هرروز از ماه نام خاص داشت و « اورمزد » روز اول هرماه بود ، اين رسم ظاهرا تا مدتها بعد از اسلام نيز رواج داشته است خصوصا در كرمان ، كه دور از مركز خلافت بود ، بسيارى از رسوم و آداب اصيل ! ايرانى مدتها بر جاى ماند چنان كه هنوز هم بسيارى از آن مراسم هست .
بهرحال مقصود روز اول ماه تير است .