و از بردسير ، قومى از غلامان بر اثر غز شدند براى آنكه چيزى از بنهء غز باز گردانند ، در دست غز اسير آمدند و هلاك شدند . و غلامى معروف با چند ترك در حصار « قريه العرب » « 1 » متحصن شدند . غز قصد آن حصار كرد و بستد و جمله را به وحشت - خانهء فنا فرستاد . و بر اين نسق هرسال فوجى از آن تركان ، كه در مشاورت و مباشرت و مبادرت قتل خواجگان مشارك بودند ، بر دست غز هلاك ميشدند تا از آن مدبران نافخ نارى و ساكن دارى نماند « 2 » .
چون زمستان سنهء 570 « 3 » درآمد ، [ غز ] روى باز گرمسير نهاد ، و با سابق على ، گاه در مرقد صلح و موافقت مىخفتند و گاه بر منهج حرب و مخالفت ميرفتند .
و چون دانستند كه كرمان ، ايشان را خانه شد و منازعى نيست ، [ روى ] به عمارت گرمسير آوردند ، و رستاق جيرفت و ولايت نرماشير را زراعت كردند و بازيار را مراعات واجب داشتند .
و از اصفهان و سيستان ، بلكه از بيضهء ممالك فارس ، اصناف اموال و چهارپاى و رخت قوافل مىآوردند و برهم مىنهادند ، و در حدود سردسير و گرمسير ، استخلاص چند حصن و حصار كردند كه درو سيصد چهارصد مرد بود و همه را قتل كرد :
چون حصار كورفك - كه كردان داشتند ، « 4 » و حصار را وروزرند - كه امير حيدر داشت - تا سپاهى و تازيك كرمان همه درين فتنه هلاك شدند يا جلاء وطن كرد .
هامش
( 1 ) - همان ده تازيان امروزى است كه حدود اسفندقه و در كوهستانهاى غربى كرمان قرار دارد . و البته غير از دهتازيان بندر عباس است .
( 2 ) - نافخ نارى و ساكن دارى نماند ، يعنى چنان نابود شدند كه حتى يك تن كه آتشى را پف كند و ساكن خانهاى باشد نبود .
( 3 ) - 570 خراجى برابر با 577 هلالى .
( 4 ) - حصار كورفك ، تشخيص محل دقيق اين حصار براى بنده ممكن نشد ، اگر تصور نكنيم كه مقصود حصار « كورگه » در سيرجان بوده است ، باحتمال ضعيف ميتوان حدس كه همان محلى باشد كه امروز « كوچكردون » خوانده مىشود در پنج فرسنگى بمپور ، چه مؤلف اشاره مىكند كه اين حصار در دست كردان بوده است .