تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
سنگست بر جاى گهر ، زهرست بر جاى شكر * ابرست بر جاى قمر ، خارست بر جاى سمن آرى چو پيش آيد قضا ، مروا شود چون مرغوا * جاى شجر گيرد گيا ، جاى طرب گيرد شجن زينسان كه چرخ نيلگون كردست شاهان را نگون * ديّار كى گردد كنون گرد ديار يار من « 1 »
و هنوز تا اين غايت ربض بردسير مسكون و منازل معمور و سقفها مرفوع و بازارها برپا و كاروان‌سرايها برجا بود ، درين طامّهء كبرى به كلى عمارت ربض برافتاد ، و رعايا بعضى مردند و بعضى جلاء وطن كردند ، و كار به جائى رسيد كه كرمانى كه در عموم عدل و شمول امن و دوام خصب و فرط راحت و كثرت نعمت ، فردوس اعلى را دوزخ مىنهاد « 2 » و با سغد سمرقند و غوطهء دمشق « 3 » لاف زيادى ميزد ، به اندك روزى ، در خرابى ، ديار لوط و زمين سبا « 4 » را سه ضربه زد . « 5 » القصه ، غز گرد بردسير برآمد و آنچه در حومه ديد برد ، و از تعذّر مقام روى به نواحى نهاد .

گفتار در بيرون آمدن مؤيد الدين ريحان از خرقهء تصوف و اتابك شدن ، و لشكر بسيرجان بردن و در آنجا مردن ، و مجمل احوال غز

چون غز از در شهر برخاست ، مؤيّد الدين ريحان ، كه بر دست فارس ميدان فرسان ، و شّطاح جهان ، مترجم كلام رحمن ، شيخ شمس الدين [ ابو ]
هامش
( 1 ) - از قصيدهء معروف معزى به مطلع :اى ساربان منزل مكن جز در ديار يار من * تا يك زمان زارى كنم ، بر ربع و اطلال و دمن . . .( 2 ) - مرحوم دهخدا در لغت‌نامه تصحيح قياسى آن را « دورخ » نوشته است . ( 3 ) - غوطه ، نام باغستانهاى اطراف دمشق كه از رود خانهء بردى سيراب مىشود . ( 4 ) - ديار لوط ، همان سرزمين لوط است كه بفرمان خداوندى از ميان رفت ، و سبا سرزمينى است در كشور يمن كه در زمان بلقيس و سليمان پيغمبر از آبادانى زبانزد بود . ( 5 ) - سه ضربه زدن : مغلوب كردن و در نرد حريف را از ميدان بدر كردن .