« قاوود غزى « 1 » » نام نهاده بودند :
[ بيت ]
قاوود غزى ، كه دور باد از لب تو * من خوردستم ، هجر تو آن را ماند
بعد از خراب البصرة ، ولايت نرماشير و نسا در دست گرفت و عمارت فرمود و آن طرف را مستغل خود كرد ، و با سابق على - كه به استدعا و استحضار ايشان متّهم بود - مدت ده سال ، تا رسيدن ملك دينار ، گاه در عربدهء شقاق بودند و گاه در قهقههء وفاق .
و در زمستان سنهء 569 « 2 » باز جيرفت شدند ، و بر معهود عادت ، عوادى فساد و غوايل « 3 » عناد غز جارى و سارى ، و ايذاء خلق و انكار حق بر حال خود ، و جملهء حركات و مجموع معاملات موجب نقض عهد و مقتضى نكث صلح .
گفتار در توجه غز از جيرفت به جانب بم و نرماشير و آمدن از بم به در بردسير بعزم مخاصمت و مشاجرت ، و وفات خاتون ركنى والدهء ملك تورانشاه
چون سنهء 569 به آخر رسيد و سنهء 570 خراجى « 4 » درآمد . غز از جانب جيرفت به جانب بم و نرماشير شد ، و ارتفاع برگرفت « 5 » ، و در مهر ماه سنهء 570 به در بردسير آمد ، و جانب مهادنت را اهمال نمودند و رعايت حقوق برّ و اكرام فرو گذاشت ، و شبى - وقت خواب - روى بر دروازهء دشت آورد ، و ملك و لشكر و رعيت همه در ربض .
هامش
( 1 ) - در اصل قاورد غزى ( ؟ ) و ظاهرا صحيح قاوود غزى است ، و قاووت كه در كرمان آن را « قوتو » ( به تشديد واو ) گويند ، عبارت است از كوفتهء تخم بسيارى از گياهان : مثل خشخاش و كنف و قهوه و خرفه و سياهدانه و جو برشته و گشنيز و بزر كتان و تخم كاهو و موردانه و تخم روپاس ، كه همه را بو داده باشند و با مقدارى شكر ، خوب نرم آن را بكوبند و معمولا هنگام ناشتائى و همچنين افطار ماه رمضان ، بر سر سفرهء اغلب كرمانىها هست ( البته تا آن روز كه خشخاشى در دسترس بود ، و گرنه از روزى كه دولت مته به خشخاش گذارده است ، قوتوى كرمانى هم ازين معجون خالى است ! )
( 2 ) - يعنى زمستان سال 576 هلالى .
( 3 ) - غوايل ، جمع غايله : حادثه و پيشآمد ناگوار و آشفتگى عام .
( 4 ) - - 577 هلالى .
( 5 ) - يعنى محصول و عايدات را ضبط كرد .