و اتابك تكله فوجى از حشم در صحبت مجاهد گوركانى فرستاد ، و بر ميعاد رسيدن غز به باغين « 1 » ، لشكر فارس به مشيز نزول كرد . رفيع كه مشير طرمطى بود خود را از يزد به حبل حيل باز كرمان كشيده بود و در بازار دولت اتابك محمد ، ساز كج تدبير بر كار نهاده ، تقرير اتابك كرد كه لشكر فارس را در مشيز ميبايد داشت و به جنگ غز نخواندن . چه فردا قهر غز اضافت به خود كنند و نام تو برنيايد ، مجاهد گوركانى را تنها بايد خواند و با لشكر و حشم كرمان بيرون كردن و مالش آن طغاة دادن .
از آنجا كه سهولت طبع اتابك محمد بود اين رأى ناصواب و تدبير خطا از آن غول قبول كرد . بر آن جمله با شرذمهء لشكر ، كه در شهر بود ، و مجاهد تنها بر عزم جنگ به جانب باغين شد . چون تقدير سابق بود كه غز كرمان بگيرد و دمار از خلق اين ديار برآرد و آثار عمارت درين ولايت نگذارد ، هيچ تير انديشه از كمان تدبير راست بيرون نشد و بر هدف مقصود نيامد ، و هيچ خاطر محمود فرا پيش دلى نيامد : « اذا اراد اللّه انفاذ قضائه و قدره ، سلب من ذوى العقول عقولهم » « 2 » .
چون به باغين رسيدند وصف حرب بركشيدند ، مجاهد گوركانى و خلقى بسيار بر دست غز هلاك شدند و اتابك محمد منكوب و شكسته با جمعى نيم كشتهء برهنه با شهر آمد ، و لشكر فارس چون از واقعهء مجاهد با خبر شدند عنان باز فارس گردانيد .
و اين واقعه در شهور سنهء 575 هجرى رخ داد .
هامش
( 1 ) - باغين ، از آباديهاى معروف كرمان ، كه بين كبوتر خان و مركز شهر واقع است و راه شوسهء كرمان بتهران از آن ميگذرد . ظاهرا آبادانى اين ناحيه در قديم تا حد بسيارى بيشتر از امروز بوده است و در تاريخ كرمان مكرر نام اين آبادى آمده است .
( 2 ) - چون خداى ، به كار بودن قضا و قدر خود را بخواهد ، از صاحبان خرد عقل آنان را باز ميگيرد .