بازوى دادند : مؤيّد الدين را كبر سن از حركت مانع بود ، او را باز خانه نشاندند و اسم دادبگى بر قاعده بر چغرانه نهادند .
گفتار در ذكر كدورت اتابك محمد و چغرانه و كشتن اتابك [ محمد ] چغرانه و آيبه و قلچق غلامان مويدى را در جيرفت ، و شهادت صواحب عظام كرمان بر دست تركان در بردسير
چون روزى چند بگذشت و فروردين سنهء 568 خراجى « 1 » درآمد ، مشارب مصافاة ميان اتابك و چغرانه تكدّر مىپذيرفت و هواء مخالصت تغيّر ميگرفت :
چغرانه ميخواست كه قواعد فضول طرمطى از سر گيرد ، و اتابك - به حكم سوابق ايادى و سوالف عوارف كه بر وى داشت - او را وزنى نمىنهاد و تمكينى زيادت نميكرد .
روز آدينه ، ملك به جامع نيامد « 2 » و اتابك و چغرانه بر بالائى كه معهود حضور پادشاه بود نماز گزاردند ، چون امام سلام باز داد آواز زخم شمشير و داروگير برآمد و مردم بترسيدند و بهم برآمدند و اضطرابى هرچه تمامتر حادث شد ، پس بر در مسجد جامع ، عز الدين چغرانه و اميريعلى شبانكارهاى و امير محمّد خمارتاش و چند غلام كشته ديدند . و امير حسام الدين ايبك على خطيب كه در خدمت چغرانه بود مجروح گرديد . ساعد سعادت اتابك بدين حركت قوى شد و مؤيد الدين منكوب و شكسته در خانه ماند ، و امير آيبه و امير قلچق - نه مرده و نه زنده - در خدمت مىبودند .
روزى اتابك در سراى ملك به عشرت مشغول شده بود ، آيبه و قلچق را قبض كردند ، و آيبه را در حال از گلشن حيات به گلخن ممات فرستادند ، و قلچق را
هامش
( 1 ) - برابر با 575 هلالى
( 2 ) - معلوم مىشود كه آنوقت سلاطين سلاجقهء كرمان ، مرتبا در مسجد جامع روزهاى جمعه حاضر شده و نماز ميگزاردند و خطبه خوانده ميشد .