تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
برگرفت و در جوار آن بزرگان شد . او را به حسن القبول تلقّى فرمودند و گفتند چون دخول العرب كردى دندان كيد خصم كند شد و دست تعرض دشمن كوتاه . در مصاحبت ايشان با لشكر فارس به خدمت اتابك زنگى پيوست ، و ملك تورانشاه به شهر خراميده بر سرير سلطنت نشست ، و روزى چند يولق ارسلان را فرزند خواند ، پس آيينهء بصرش در غلاف تكحيل پنهان كرده به قلعه فرستاد . و چون موسم نهضت گرمسير درآمد « 1 » امير افتخار خوانسالار و ظافر محمد اميرك و و افتخار الدين اسفنديار نوبت سالار را در شهر بردسير نشاندند و رفتند ، و در جيرفت مركب مراد فراخ لگام كرد . و باجتناء ثمرات لذات مشغول شد .

گفتار در رفتن غلامان مؤيدى از جيرفت به يزد و آوردن مؤيد الدين ريحان و اتابك يزد به كرمان ، و تسخير دار الملك بردسير و قتل ايبك و قعود مؤيد الدين بر و سادهء اتابكى

چون هواء ربيعى درآمد و بردهء كافورى درنوشتند و بساط زمرّدى بيفكند ، چهارپاى خاص و عام به علفخوار به رودبار مىبردند ، و امير آخور پادشاه غلامى بود از غلامان مؤيدى ، امير قلچق ، و درين عهد قوّت پشت مملكت و زور بازوى دولت از غلامان مؤيدى بود و اكثر امير اسفهسالار شده ، چون : - امير عز الدين چغرانه ، كه امير جامه خانه بود ؛ - و امير نصرة الدين آيبه ، كه امير سلاح بود ؛ - و امير نصرة الدين قلچق كه امير آخر بود . و اتابك ايبك از آئين اتابكى و قوانين سردارى ، نيمهء عنف خوانده بود و نيمهء لطف مانده : حفظت شيئا و غابت عنك اشياء « 2 » مزاج بيماران دنيا محتاج سكنگبين « خلطوا عملا صالحا و آخر سيّئا « 3 » » بود . اينك برعكس اين قضيت ، پيوسته سكباء
هامش
( 1 ) - يعنى فصل سرما ( آذرماه ) در رسيد . ( 2 ) - يك چيز را از حفظ كرده‌اى و بسيار چيزها از تو پنهان مانده است . ( 3 ) - قسمتى از آيهء 102 از سورهء توبه ، و تمام آيه اينست :وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ .و معنى آن اينست : و بعضى ديگر از اعراب خلاف‌كنندگان كه اقرار كردند بگناه خود مخلوط كردند عمل خوب و كردار بد را اگرچه تخلف از جنگ كردند ولى كارهاى نيك ديگر هم كرده‌اند ، اميد است كه خدا بپذيرد توبهء ايشان را كه خدا آمرزندهء مهربانست .