و ضياء الدين ابو بكر هنوز در فارس بود به ترتيب مدد مشغول ، ايبك ملك تورانشاه را برگرفت و به حدود سيرجان آمد .
گفتار در توجه رايات سلطان ارسلان از جيرفت به سيرجان و عود به جيرفت
چون خبر خروج تورانشاه از يزد و آمدن به سيرجان به جيرفت رسيد . ملك ارسلان و اتابك محمد ، صيقل عزم از قراب « 1 » صواب بركشيدند و با سپاهى جرّار صارم عازم قمع اعادى شده از جيرفت روى به سيرجان آوردند .
چون ايبك مطلع شد ، از سيرجان باز جانب كدرو « 2 » نشست ، و چون ايبك به هزيمت رفت ، ملك در سيرجان توقف نكرد و باز جيرفت آمد . و چون ضياء الدين از فارس مددى تمام حاصل كرد و در كدرو به ايبك پيوست به استظهار تمام روى به جيرفت نهادند و به راه زقوقان « 3 » و مغون بيرون آمدند به در جيرفت رسيد .
هامش
( 1 ) - قراب ، بكسر قاف : غلاف شمشير ، اما احتمال دارد بجاى صيقل كلمه ديگرى . .
مثلا سيف - بوده باشد ؟
( 2 ) - كدرو ، ظاهرا همان قطرو است ( با فتح قاف ) كه قريهاى نزديك فسا بين سيرجان و فارس است و عوام « كترو » گويند .
( 3 ) - ز قوقان ، در منابع جغرافيائى ديده نشد ، اما دوده در كرمان هست بنام سكوكان [ با فتح سين ] :
يكى سكوكان زرند كه در شمال كرمان است و به علت بعد فاصله با جيرفت نمىتواند مورد استناد ما نحن فيه باشد ، ديگرى سكوكان از دهات كهنوج بم است كه فاصلهء آن نيز تا جيرفت زياد است . شايد بتوان آن را با نام آبادى سكاكان مركز ساردوئيه در مغرب جيرفت ارتباط داد .
در مسالك الممالك اصطخرى آمده است كه بين فارس و جيرفت ، شهرهاى رويين ( رودان ؟ ) و شهر كشستان ( ظاهرا همان شهرستان است كه در صفحهء بعد از آن نام برده شده است . ) و جيروقان و مرزقان و سورقان و ولاشگرد و مغون است . ( ص 170 ) .