تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
عقدهء عزيمت او در مقام عراق واهى گشت . و چون بر اثر آن نعى « 1 » مادر سلطان ارسلان ، كه منكوحهء اتابك و حاضنهء مملكت بود ، بشنيد در اصفهان توقف نكرد و به يزد آمد « 2 » . اتابك يزد او را خدمت كرد و مراسم توقير و لوازم تبجيل اقامت فرمود و او را به مواعيد اصلاح بين الاخوين موعود ميداشت و به ملك ارسلان مىنوشت كه : برادرت را به فسون و افسانه نگاه ميدارم ، چه اگر به حدود كرمان افتد از وى نايرهء فتنه متولد شود . و غرض اتابك آنكه از كرمان سرحد بافق و بهاباد و كوبنان و راور و غيرهم مىخورد . چون ايبك امير يوسف عاشو را به طلب او فرستاد اتابك راه منع رفت و در تسليم او تقاعد نمود . و حقدى كه از ايبك در باطن اتابك بود او را از راه مساعدت ميگردانيد و به معذرتى تمسك مىنمود . چون امير يوسف بىحصول مقصود باز پيش ايبك آمد ، از آنجا كه كمال عنف و بدخويى ايبك بود ، در صفراء ضجرت نامه‌اى به اتابك يزد نبشت مشتمل بر بوارق تهديد و رواعد وعيد ، و اينكه : « اگر طريق اسعاف اين مرتبه نسپرد ، عنان باز جانب يزد گردانم ، و از آنجا آثار عمارت نگذارم ! » اتابك يزد تورانشاه را به تقديم خدمت ارضاء فرمود و گسيل كرد و در منزل قريه شتران « 3 » شهر بابك به اتابك ايبك پيوست .
هامش
( 1 ) - نعى ، خبر فوت ، شايعهء مرگ ( 2 ) - ايلدگز به علت قابليتى كه داشت سلطان مسعود سلجوقى ، زن برادر خود طغرل را كه مادر سلطان ارسلان بود به دو داد ، اتابك ايلدگز را از مادر سلطان ارسلان دو پسر متولد شد : جهان پهلوان اتابك محمد و قزل ارسلان . والدهء سلطان ارسلان در سنهء 568 ه درگذشت و اتابك ايلدگز نيز بعد ازو به يك ماه نماند . ( لب التواريخ ) ( 3 ) - قريهء شتران ، امروز معروف به دهشتران و از آباديهاى معروف بين شهر بابك و سيرجان و پاريز و رفسنجان و دو آبادى مهم شيب تل و آبشار مركز آن است .