آمدند و از آنجا به راهى وعر « 1 » و طريقى صعب ، كه آن را عقبهء زرناق « 2 » خوانند ، روى به جيرفت نهاد .
گفتار در رفتن اتابك ايبك از بم به سيرجان و آوردن ملك تورانشاه از يزد ، و مجملى از احوال تورانشاه از زمان فرار از « دشت بر » تا اين وقت
بعد از رفتن ملك و اتابك به جيرفت ، ايبك با سواران خويش از بم بيرون آمده با لشكر فارس باهم روى به سيرجان نهاد و ضياء الدين ابو بكر را به شيراز فرستاد به اعلام ماجراء احوال و التماس زيادت مدد ، و امير يوسف عاشو را به يزد به طلب ملك تورانشاه .
چون سخن به ذكر ملك تورانشاه رسيد مجملى از احوال سوابق ايام او واجبست ايراد كردن :
ملك تورانشاه چون از حدود « دشت بر » با مجاهد گوركانى و حشم فارس بنگاه گذاشته و خوان نهاده و خوردنى كشيده از صولت ملك ارسلان جستند و باز فارس شدند . چنانچه سبق ذكر يافت آن زمستان در فارس بود ، و چون ملك ارسلان را بعد از مراجعت بهرامشاه و مؤيد الدين ريحان از خراسان ، آن واقعه افتاد و بجانب عراق شد و او را بهنظر اعزاز ملحوظ گردانيدند و بر اعانت حق معاونت او متفق شدند وصيت مدد و اعانت او شايع شد و تورانشاه در فارس اين اخبار استماع نمود عزم عراق فرمود و هنوز ملك ارسلان آنجا بود كه به حضرت عراق رسيد .
اتابك پهلوان كه پسر اتابك ايلدگز و برادر مادرى سلطان ارسلان [ بود ]
هامش
( 1 ) - وعر ، مكان المخيف الوحش . جاى ترسناك و وحشتآور ، طريق وعر ، بيراههء خطرناك .
( 2 ) - زرناق ( با ضم زاء ) در بخش ساردوئيه و در 12 فرسنگى جنوب غربى سبزواران جيرفت است و درهاى دارد كه موسوم به « گلوزرناق » است .