بدينطريق ، اين طايفه در خراسان جا گرفتند ، اما طولى نكشيد كه سلطان - شاه برادر تكش خان در خراسان نيز آنان را تار و مار كرد ( 575 ه . ) و هريك از گوشهاى فرا رفتند و چون اطلاع حاصل كردند كه كرمان آشفته و درهم است ، قومى از آنان - به صورت كوچ - از بيان طبس بكرمان درآمدند ، طلايهء اين قوم « سوارى پنج هزار بودند با بنه و زن و فرزند اما همه مقهور و منكوب و برهنه و غارتيده ، سه روز در كوبنان خرابى كردند و چون بر حصار دست نيافتند به زرند آمدند » بقيهء آنان نيز كمكم فرا رسيدند زيرا در واقع حدود ده هزار غز به طرف كرمان آمده بود . « 1 »
در جنگى كه در 575 بين غز و ديوانيان كرمان در گرفت شكست نصيب سپاه كرمان شد و بالنتيجه :
« آتش محنت و دود وحشت در بردسير افتاد ، از هرمحله نوحهاى و از هرخانه نالهاى و از هرگوشه فرياد بىتوشهاى برآمد ، نفس مملكت كرمان كه از ضعف و بىطاقتى به سينه رسيده بود به لب رسيد ، و مسالك قوافل . به سبب اضطراب بسته شد ، و امتداد كه از اقطار متواصل بود منقطع گرديد و مخايل قحط روى نمود .
به نظر ميرسد كه راه عبور حشم غز ، از طريق طبس خراسان بوده است حاج نايب الصدر كه ازين راه ، در سال 1318 ق بكرمان آمده فواصل را چنين گويد :
« از راه طبس به كرمان ، يكصد و بيست فرسخ است ، كه قوافل كرمان از كنارهء « كريت » « 2 » يكسره داخل لوت ميشوند ، از كريت به اصفهك و از آنجا تا دهك يا دهوك هفت فرسخ است و از اينجا تا ناىبند بيست فرسخ . در هفت فرسخى ، آبادى زنوقان « 3 » است ، پس نايبند كه صحرائى است هموار و شورهزار و از مشرق به سيستان و از مغرب به كرمان و از جنوب به بلوچستان و از شمال بخراسان محدود است و همواره محل دزدان و مأمن بلوچان و به غير از موسم زمستان عبور از آنجا دشوار است ، حوضهائى درين كوير ساختهاند .
ناىبند در ناف كوه واقع است و نخيلاتى دارد ، اين ده حد كرمان و طبس است ، از ناىبند تا آخر لوت كرمان سى فرسخ فاصله
هامش
( 1 ) - متن تاريخ ص 127
( 2 ) - اين همان گريد است كه در متن تاريخ ( ص 150 ) نيز آمده و مرحوم عباس اقبال آن را كرند تصور كرده است و ما نيز عين تصور او را در حاشيه نقل كردهايم .
( 3 ) - در اصل : زنوغان