تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
آمدند و گفتند : « ما از پيران شنيده‌ايم كه آفت شهر بم از رود ابارق « 1 » است ، اگر آوردن آن رود و در خندق شهر بم افكندن ميسر گردد لابدّ ديوار خراب شود ، و شهر گشاده » . پس فرمودند تا جملهء بازيار « 2 » و كهنگين « 3 » حوالى بم و نرماشير جمع كردند و از بيست فرسنگ رود آوردند « 4 » و در خندق افكند ، آب غلبه كرد و ربض و ديوار شهر سر به نشيب خرابى آورد ، از يكطرف كه [ رو ] بصحرا داشت ايبك و سابق على و جملهء امراء و حشم و رعيت شهر با بيل و كلند و تبر و تيشه بيرون آمدند و راه آب از خندق به صحرا گشادند . چون خبر به لشكرگاه رسيد ، آن رخنه را مسدود كردند بر آنكه امراء دولت به نوبت بر سر آن بند مىباشند ، يك دو شب پاس آن بازداشتند : خدمتى
هامش
( 1 ) - ابارق ، با فتح اول و كسر راء ، در لغت جمع ابرق بمعنى زمينهاى درشتناك آميخته از خاك و سنگ و ريگ است . و نام محلى خاص است نزديك چاه ملك ، در سه فرسخى شهر بم و نزديك دارزين ، اين نام در بعضى كتب جغرافى به صورت اوارك هم آمده است . خشك رودى از كنار اين ده ميگذرد و به بم ميرسد ( 2 ) - بازيار ، آن‌كه كشت و برز كند ، برزگر . دشتبان . ( 3 ) - در دهات كرمان - حدود پارير - مقنى را چاهخو و كهكين ( با فتح كاف اول ) گويند و ظاهرا اين كلمه ، صورت ديگر همين اصطلاح است . اين نكته را بايد بگوئيم كه باز در همان كوهستان ، قنات و كاريز را كهن [ با فتح كاف ] گويند و قنوات آنجا اغلب به همين نام شهرت دارد : كهن‌چنار ، كهن‌سبز ، كهن‌گيسك ؛ و در بلورد : كهن‌شهر ، و امثال آن . و بنابراين اين كلمه مركب است از كلمهء كهن - قنات ، و گين ، پسوند اتصاف . و اين‌كه مثل هوتسما تصور كنيم از كوه و كندن مركب باشد ، صحيح نيست . ( 4 ) - ظاهرا بايد هشت فرسنگ باشد نه بيست فرسنگ ، زيرا اولا فاصلهء ابارق تا بم اين قدرها نيست و ثانيا طول مسير اين رود اصولا به اين حد نميرسد و ثالثا كندن و حفر كانالهايى براى برگردان رودى ، آن هم در مسير بيست فرسنگ راه ، كارى نيست كه به اين آسانى و درين مدت كم و با دست افراد بتوان انجام داد .