تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
به راه حسار « 1 » بيرون شد و كرمان را وداع كرد و روى بجانب ايگ « 2 » نهاد . چون آنجا رسيد ، امراء ايگ به اقدام « 3 » اعظام استقبال نمودند و ايشانرا در منازل اكرام فرود آورده ، گفتند :

بيت

گر ز آمدن دوست خبر داشتمى * بر رهگذرش گل و سمن كاشتمى

گفتار در آمدن ملك ارسلان از يزد با اتابك يزد بدار الملك بردسير و عزم جيرفت كردن و مانع شدن ايبك دراز دخول ملك را با اتابك يزد و مراجعت اتابك و رفتن ملك بميان حشم كرمان

چون اتابك محمد از بردسير عزم بم كرد ، وزير ظهير الدين و جملهء معارف كرمان روى به سرحدّ يزد آوردند و به ملك ارسلان پيوسته ، گفتند :

بيت

برخيز و بيا كه خانه آراسته‌ايم * ز آنرو به دعاء شب ترا خواسته‌ايم
اتابك يزد و برادرش شرف الدين پيشنا « 4 » و غلامان ايشان در خدمت ملك ارسلان آمدند ، و روز اول از ماه دى سنهء 564 خراجى « 5 » به دار الملك رسيدند و پانزده روز در بردسير مقام كردند ، و وزارت بر ظهير الدين مقرر فرمودند ، و روز شنبه پانزدهم ماه دى عزم جيرفت كردند .
هامش
( 1 ) - در بدايع دكتر بيانى : جشار ، در متن ليدن : حسار ، در حدود العالم آمده است كه : ايج و اصطهبانات و حيار ( ؟ ) شهركهايىاند به براكوه نهاده ، كم مردم و با كشت و بر ز بسيار ، ( ص 135 چاپ دكتر ستوده ) . در فهرست اسماء ولايات اين حدود ، چنين كلمه‌اى نمىتوان يافت ، جشنيان از توابع بوانات و چنار از توابع آباده يا كربال يا كوه گيلويه و حصار و ابرج و حصار كوه گيلويه را نيز نميتوان به اين حساب آورد . و به گمان من اين كلمه صورت مصحف خشناباد است [ با ضم خاء ] كه ميانه شمال و مشرق فرك و سرحد بين كرمان و فارس واقع و از سردسيرات است و تا قريهء درآگاه ( از توابع سيرجان ) بيش از شش فرسخ فاصله نيست و نزديك نىريز است و تا شيراز شصت فرسنگ فاصله دارد . رجوع به فارسنامهء ناصرى ص 218 شود . ( 2 ) - ايگ ، همان ايج است كه در قديم شهرى معتبر و چندين سال پايتخت ملوك شبانكاره بود ، ميانه مشرق و جنوب اصطهبانات به مسافت چهار فرسنگ . ( 3 ) - اقدام با فتح اول جمع قدم - پا ( 4 ) - كذا ، و شايد شرف الدين پيشتاز ، و بهرحال چنين نامى در خاندان اتابكان يزد ديده نشد . ( 5 ) - 571 هلالى ( ؟ )