تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
مردان على سهل گردانيد و حصار و قلعهء بم به وى سپرد . و او درين كوتوالى و پيشوائى طريق مروت نهاد و شيوهء عدالت بر دست گرفت و در رعايت جانب رعيت و اقامت مراسم راستى و عدالت و محافظت حقوق اكابر و اصاغر چنان « 1 » اهتمام نمود كه اولاد ملك طغرلشاه در جنب او كم شدند « 2 » و به اضافت با وى باز هيچ آمدند . و چون مردم به عهد ولايت او بر فراش معاش بياسودند و از ارتعاش افتادگى انتعاش يافتند ، كم سلجوق و سلجوقيان گرفتند « 3 » و خاص و عام مهرهء مهر او بر گردن جان بستند . پس هرروز رشتهء بأسش قوت ميگرفت و كيسهء يسارش امتلاء مىپذيرفت و درجهء جاهش اعتلاء مىنمود . و تا بهرامشاه زنده بود اظهار عبوديت ميكرد و بر سمت طاعت مىرفت .

پناهندگى به بم

اتابك محمد را خيال آن نمود كه على سهل پرورده و بركشيدهء ملك بهرامشاه است و مردى است به جمال رجوليت مذكور و به كمال حسن عهد مشهور ، و شهرى و قلعه [ اى ] در دست او ، چون ياران قديم و حشم كرمان و خواص بهرامشاه از سمت حفاظ تجنّب نمودند و از سنن وفا تنكّب ، باشد كه او را حق نعمت بهرامشاه دامن دل گيرد و فرزند خداوندگار را جاى و پناهى دهد و خود برقرار مىباشد . برين تمنى ، محمد شاه را برگرفت با جمعى معدود ، و به بم شد . على سهل اول روز رسم ترحيب و تقرّب و شرط خدمت به جاى آورد و نزول و علوفات ترتيب كرد و اتابك و محمد شاه را در ربض فرود آورد و در شهرستان نبرد ، « 4 » « و هذا من اوّل
هامش
( 1 ) - در اصل - چون ؟ ( 2 ) - و شايد هم : گم شدند . ( 3 ) - كم كسى گرفتن ( با كسر ميم ) ، او را به چيزى نشمردن و به حساب نياوردن . ( 4 ) - در اصل : بزد ؟ ولى بايد نبرد باشد ، يعنى او را در خارج شهر جاى داد و ارگ را بدست او نسپرد .
تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة 92 | محمد ابراهيم باستانى پاريزى / محمد بن ابراهيم